| جمع | cartloads |
cartload of goods
بار محموله کالا
cartload of hay
بار محموله علوفه
cartload of supplies
بار محموله لوازم
cartload of toys
بار محموله اسباببازی
cartload of bricks
بار محموله آجر
cartload of firewood
بار محموله هیزم
cartload of groceries
بار محموله مواد غذایی
cartload of furniture
بار محموله مبلمان
cartload of gravel
بار محموله شن
cartload of sand
بار محموله ماسه
he bought a cartload of groceries for the party.
او یک کامیون پر از مواد غذایی برای مهمانی خرید.
we need a cartload of firewood for the winter.
ما به یک کامیون پر از هیزم برای زمستان نیاز داریم.
she brought a cartload of toys to donate.
او یک کامیون پر از اسباب بازی برای اهدا کرد.
the farmer delivered a cartload of fresh vegetables.
کشاورز یک کامیون پر از سبزیجات تازه تحویل داد.
they filled the cartload with hay for the horses.
آنها کامیون را با علوفه برای اسب ها پر کردند.
he pushed a cartload of books to the library.
او یک کامیون پر از کتاب به کتابخانه منتقل کرد.
we received a cartload of supplies for the school.
ما یک کامیون پر از لوازم برای مدرسه دریافت کردیم.
she has a cartload of laundry to do this weekend.
او این آخر هفته یک کامیون پر از لباس برای شستن دارد.
after the sale, he had a cartload of clothes to sort.
بعد از فروش، او یک کامیون پر از لباس برای مرتب کردن داشت.
the store received a cartload of new inventory.
فروشگاه یک کامیون پر از موجودی جدید دریافت کرد.
cartload of goods
بار محموله کالا
cartload of hay
بار محموله علوفه
cartload of supplies
بار محموله لوازم
cartload of toys
بار محموله اسباببازی
cartload of bricks
بار محموله آجر
cartload of firewood
بار محموله هیزم
cartload of groceries
بار محموله مواد غذایی
cartload of furniture
بار محموله مبلمان
cartload of gravel
بار محموله شن
cartload of sand
بار محموله ماسه
he bought a cartload of groceries for the party.
او یک کامیون پر از مواد غذایی برای مهمانی خرید.
we need a cartload of firewood for the winter.
ما به یک کامیون پر از هیزم برای زمستان نیاز داریم.
she brought a cartload of toys to donate.
او یک کامیون پر از اسباب بازی برای اهدا کرد.
the farmer delivered a cartload of fresh vegetables.
کشاورز یک کامیون پر از سبزیجات تازه تحویل داد.
they filled the cartload with hay for the horses.
آنها کامیون را با علوفه برای اسب ها پر کردند.
he pushed a cartload of books to the library.
او یک کامیون پر از کتاب به کتابخانه منتقل کرد.
we received a cartload of supplies for the school.
ما یک کامیون پر از لوازم برای مدرسه دریافت کردیم.
she has a cartload of laundry to do this weekend.
او این آخر هفته یک کامیون پر از لباس برای شستن دارد.
after the sale, he had a cartload of clothes to sort.
بعد از فروش، او یک کامیون پر از لباس برای مرتب کردن داشت.
the store received a cartload of new inventory.
فروشگاه یک کامیون پر از موجودی جدید دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید