cartomancy

[ایالات متحده]/kɑːrˈtɒmənsi/
[بریتانیا]/kärˈtɑːmən.si/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیشگویی با استفاده از کارت‌های بازی.

عبارات و ترکیب‌ها

cartomancy reading

خواندن کارتوماتیک

cartomancy deck

دسته‌ی کارتوماتیک

cartomancy spread

گسترده کارتوماتیک

cartomancy interpretation

تفسیر کارتوماتیک

cartomancy techniques

تکنیک‌های کارتوماتیک

cartomancy symbols

نمادهای کارتوماتیک

cartomancy session

جلسه کارتوماتیک

cartomancy consultation

مشاوره کارتوماتیک

cartomancy practice

تمرین کارتوماتیک

cartomancy guide

راهنمای کارتوماتیک

جملات نمونه

she believes in cartomancy to predict her future.

او معتقد است که فال‌گیری برای پیش‌بینی آینده از طریق فال استفاده می‌کند.

cartomancy can provide insights into personal relationships.

فال‌گیری می‌تواند بینش‌هایی در مورد روابط شخصی ارائه دهد.

many people turn to cartomancy for guidance during tough times.

بسیاری از مردم در زمان‌های سخت برای راهنمایی به فال‌گیری روی می‌آورند.

she learned cartomancy from her grandmother.

او فال‌گیری را از مادربزرگش یاد گرفت.

cartomancy involves interpreting the meanings of different cards.

فال‌گیری شامل تفسیر معانی کارت‌های مختلف است.

he uses cartomancy as a tool for self-reflection.

او از فال‌گیری به عنوان ابزاری برای خودشناسی استفاده می‌کند.

cartomancy readings can vary greatly depending on the reader.

تفسیر فال‌گیری می‌تواند به طور قابل توجهی بسته به فالگیر متفاوت باشد.

she hosts workshops on the art of cartomancy.

او کارگاه‌هایی در مورد هنر فال‌گیری برگزار می‌کند.

cartomancy is often associated with fortune-telling.

فال‌گیری اغلب با پیشگویی همراه است.

he was skeptical about cartomancy until he tried it.

او در مورد فال‌گیری مردد بود تا زمانی که آن را امتحان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید