caseated tissue
بافت کازینه دار
caseated lesions
لسيونهای کازینه دار
caseated mass
توده کازینه دار
caseated necrosis
نکروز کازینه دار
caseated granuloma
گرانولوم کازینه دار
caseated infection
عفونت کازینه دار
caseated abscess
آبسه کازینه دار
caseated material
مواد کازینه دار
caseated area
منطقه کازینه دار
caseated pathology
پاتولوژی کازینه دار
the doctor noted that the tissue was caseated.
دکتر متوجه شد که بافت کیسهدار شده است.
caseated lesions can indicate a serious infection.
ضایعات کیسهدار میتوانند نشاندهنده یک عفونت جدی باشند.
she was diagnosed with a caseated abscess.
او به دلیل آبسه کیسهدار تشخیص داده شد.
caseated granulomas are often seen in tuberculosis.
گرانولومهای کیسهدار اغلب در سل دیده میشوند.
the biopsy revealed caseated necrosis.
بیوپسی نکروز کیسهدار را نشان داد.
he learned about caseated tissue during his studies.
او در طول تحصیلات خود در مورد بافت کیسهدار اطلاعاتی کسب کرد.
caseated infections require careful medical treatment.
عفونتهای کیسهدار نیاز به مراقبتهای پزشکی دقیق دارند.
the presence of caseated material is concerning.
وجود مواد کیسهدار نگرانکننده است.
doctors often perform imaging tests for caseated masses.
پزشکان اغلب برای تودههای کیسهدار آزمایشهای تصویربرداری انجام میدهند.
caseated tissue can complicate the healing process.
بافت کیسهدار میتواند روند بهبودی را پیچیده کند.
caseated tissue
بافت کازینه دار
caseated lesions
لسيونهای کازینه دار
caseated mass
توده کازینه دار
caseated necrosis
نکروز کازینه دار
caseated granuloma
گرانولوم کازینه دار
caseated infection
عفونت کازینه دار
caseated abscess
آبسه کازینه دار
caseated material
مواد کازینه دار
caseated area
منطقه کازینه دار
caseated pathology
پاتولوژی کازینه دار
the doctor noted that the tissue was caseated.
دکتر متوجه شد که بافت کیسهدار شده است.
caseated lesions can indicate a serious infection.
ضایعات کیسهدار میتوانند نشاندهنده یک عفونت جدی باشند.
she was diagnosed with a caseated abscess.
او به دلیل آبسه کیسهدار تشخیص داده شد.
caseated granulomas are often seen in tuberculosis.
گرانولومهای کیسهدار اغلب در سل دیده میشوند.
the biopsy revealed caseated necrosis.
بیوپسی نکروز کیسهدار را نشان داد.
he learned about caseated tissue during his studies.
او در طول تحصیلات خود در مورد بافت کیسهدار اطلاعاتی کسب کرد.
caseated infections require careful medical treatment.
عفونتهای کیسهدار نیاز به مراقبتهای پزشکی دقیق دارند.
the presence of caseated material is concerning.
وجود مواد کیسهدار نگرانکننده است.
doctors often perform imaging tests for caseated masses.
پزشکان اغلب برای تودههای کیسهدار آزمایشهای تصویربرداری انجام میدهند.
caseated tissue can complicate the healing process.
بافت کیسهدار میتواند روند بهبودی را پیچیده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید