caseated

[ایالات متحده]/keɪˈsiː.eɪtɪd/
[بریتانیا]/kay-see-AY-tid/

ترجمه

v. به چیزی تبدیل شدن یا باعث شدن که چیزی به لحاظ بافت و ظاهر شبیه پنیر شود؛ تحت فرآیند کازئین شدن قرار گرفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

caseated tissue

بافت کازینه دار

caseated lesions

لسيون‌های کازینه دار

caseated mass

توده کازینه دار

caseated necrosis

نکروز کازینه دار

caseated granuloma

گرانولوم کازینه دار

caseated infection

عفونت کازینه دار

caseated abscess

آبسه کازینه دار

caseated material

مواد کازینه دار

caseated area

منطقه کازینه دار

caseated pathology

پاتولوژی کازینه دار

جملات نمونه

the doctor noted that the tissue was caseated.

دکتر متوجه شد که بافت کیسه‌دار شده است.

caseated lesions can indicate a serious infection.

ضایعات کیسه‌دار می‌توانند نشان‌دهنده یک عفونت جدی باشند.

she was diagnosed with a caseated abscess.

او به دلیل آبسه کیسه‌دار تشخیص داده شد.

caseated granulomas are often seen in tuberculosis.

گرانولوم‌های کیسه‌دار اغلب در سل دیده می‌شوند.

the biopsy revealed caseated necrosis.

بیوپسی نکروز کیسه‌دار را نشان داد.

he learned about caseated tissue during his studies.

او در طول تحصیلات خود در مورد بافت کیسه‌دار اطلاعاتی کسب کرد.

caseated infections require careful medical treatment.

عفونت‌های کیسه‌دار نیاز به مراقبت‌های پزشکی دقیق دارند.

the presence of caseated material is concerning.

وجود مواد کیسه‌دار نگران‌کننده است.

doctors often perform imaging tests for caseated masses.

پزشکان اغلب برای توده‌های کیسه‌دار آزمایش‌های تصویربرداری انجام می‌دهند.

caseated tissue can complicate the healing process.

بافت کیسه‌دار می‌تواند روند بهبودی را پیچیده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید