discolored

[ایالات متحده]/dɪsˈkʌləd/
[بریتانیا]/dɪsˈkʌlɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگ باخته یا لکه دار شده

عبارات و ترکیب‌ها

discolored teeth

دندان‌های تغییر رنگ داده

discolored skin

پوست تغییر رنگ داده

discolored fabric

پارچه تغییر رنگ داده

discolored paint

رنگ تغییر رنگ داده

discolored water

آب تغییر رنگ داده

discolored fruit

میوه تغییر رنگ داده

discolored surface

سطح تغییر رنگ داده

discolored image

تصویر تغییر رنگ داده

discolored wall

دیوار تغییر رنگ داده

discolored carpet

فرش تغییر رنگ داده

جملات نمونه

the old photograph has discolored over time.

عکس قدیمی با گذشت زمان تغییر رنگ داده است.

the fabric was discolored after several washes.

پارچه پس از چندین بار شستشو تغییر رنگ داده بود.

her teeth became discolored due to smoking.

به دلیل استعمال دخانیات، دندان‌های او تغییر رنگ داده بودند.

the paint on the wall has discolored from sunlight exposure.

رنگ دیوار به دلیل قرار گرفتن در معرض نور خورشید تغییر رنگ داده است.

he noticed that the leaves had discolored in the autumn.

او متوجه شد که برگ‌ها در پاییز تغییر رنگ داده‌اند.

some fruits discolored when they were left out too long.

برخی از میوه‌ها وقتی برای مدت طولانی بیرون رها شدند، تغییر رنگ دادند.

the discolored water raised concerns among the residents.

آب تغییر رنگ داده باعث نگرانی ساکنان شد.

she tried to remove the discolored stains from her shirt.

او سعی کرد لکه‌های تغییر رنگ داده را از پیراهنش پاک کند.

the discolored metal indicated it had rusted.

فلز تغییر رنگ داده نشان می‌داد که زنگ زده است.

he was embarrassed by his discolored shoes.

او از کفش‌های تغییر رنگ داده‌اش خجالت می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید