cashiering duties
وظایف صندوقدار
cashiering process
فرآیند صندوقداری
cashiering system
سیستم صندوقداری
cashiering position
موقعیت صندوقدار
cashiering services
خدمات صندوقداری
cashiering operations
عملیات صندوقداری
cashiering staff
پرسنل صندوقدار
cashiering software
نرم افزار صندوقدار
cashiering errors
اشتباهات صندوقدار
cashiering training
آموزش صندوقداری
she is responsible for cashiering at the grocery store.
او مسئولیت صندوقداری در فروشگاه مواد غذایی را بر عهده دارد.
cashiering requires attention to detail and accuracy.
صندوقداری نیاز به توجه به جزئیات و دقت دارد.
he enjoys cashiering because he likes interacting with customers.
او از صندوقداری لذت می برد زیرا از تعامل با مشتریان خوشش می آید.
after finishing her shift cashiering, she counts the cash.
پس از اتمام شیفت صندوقداری، او پول نقد را می شمارد.
cashiering can be stressful during busy hours.
صندوقداری می تواند در ساعات شلوغ استرس زا باشد.
he learned cashiering skills during his summer job.
او مهارت های صندوقداری را در طول کار تابستانی خود آموخت.
effective cashiering helps improve customer satisfaction.
صندوقداری موثر به بهبود رضایت مشتری کمک می کند.
she is training new employees in cashiering procedures.
او در حال آموزش رویه های صندوقداری به کارمندان جدید است.
cashiering involves handling money and giving change.
صندوقداری شامل رسیدگی به پول و دادن خُرد است.
he prefers cashiering over stocking shelves.
او ترجیح می دهد به جای چیدن قفسه ها، صندوقدار باشد.
cashiering duties
وظایف صندوقدار
cashiering process
فرآیند صندوقداری
cashiering system
سیستم صندوقداری
cashiering position
موقعیت صندوقدار
cashiering services
خدمات صندوقداری
cashiering operations
عملیات صندوقداری
cashiering staff
پرسنل صندوقدار
cashiering software
نرم افزار صندوقدار
cashiering errors
اشتباهات صندوقدار
cashiering training
آموزش صندوقداری
she is responsible for cashiering at the grocery store.
او مسئولیت صندوقداری در فروشگاه مواد غذایی را بر عهده دارد.
cashiering requires attention to detail and accuracy.
صندوقداری نیاز به توجه به جزئیات و دقت دارد.
he enjoys cashiering because he likes interacting with customers.
او از صندوقداری لذت می برد زیرا از تعامل با مشتریان خوشش می آید.
after finishing her shift cashiering, she counts the cash.
پس از اتمام شیفت صندوقداری، او پول نقد را می شمارد.
cashiering can be stressful during busy hours.
صندوقداری می تواند در ساعات شلوغ استرس زا باشد.
he learned cashiering skills during his summer job.
او مهارت های صندوقداری را در طول کار تابستانی خود آموخت.
effective cashiering helps improve customer satisfaction.
صندوقداری موثر به بهبود رضایت مشتری کمک می کند.
she is training new employees in cashiering procedures.
او در حال آموزش رویه های صندوقداری به کارمندان جدید است.
cashiering involves handling money and giving change.
صندوقداری شامل رسیدگی به پول و دادن خُرد است.
he prefers cashiering over stocking shelves.
او ترجیح می دهد به جای چیدن قفسه ها، صندوقدار باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید