refunding

[ایالات متحده]/rɪˈfʌndɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈfʌndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل قرض گرفتن بدهی جدید برای پرداخت بدهی قدیمی؛ بازفاینانس؛ تمدید بدهی؛ صدور اوراق قرضه جدید برای جایگزینی اوراق قرضه قدیمی

عبارات و ترکیب‌ها

refunding process

فرآیند بازپرداخت

refunding policy

سیاست بازپرداخت

refunding request

درخواست بازپرداخت

refunding status

وضعیت بازپرداخت

refunding form

فرم بازپرداخت

refunding amount

مبلغ بازپرداخت

refunding method

روش بازپرداخت

refunding time

زمان بازپرداخت

refunding issue

مشکل بازپرداخت

refunding confirmation

تایید بازپرداخت

جملات نمونه

the company is processing the refunding of your ticket.

شرکت در حال رسیدگی به بازپرداخت بلیط شما است.

refunding can take several business days to complete.

بازپرداخت ممکن است چند روز کاری طول بکشد تا تکمیل شود.

she requested refunding for the defective product.

او درخواست بازپرداخت برای محصول معیوب کرد.

the refunding policy is clearly stated on the website.

سیاست بازپرداخت به وضوح در وب سایت ذکر شده است.

he was surprised by the quick refunding process.

او از روند سریع بازپرداخت تعجب کرد.

refunding fees may apply if you cancel the service.

ممکن است در صورت لغو سرویس، هزینه بازپرداخت اعمال شود.

they are currently reviewing the refunding requests.

آنها در حال حاضر درخواست های بازپرداخت را بررسی می کنند.

refunding is available for unused tickets only.

بازپرداخت فقط برای بلیط های استفاده نشده در دسترس است.

the customer service team handles all refunding inquiries.

تیم خدمات مشتری تمام درخواست های بازپرداخت را مدیریت می کند.

we appreciate your patience during the refunding process.

ما از صبر شما در طول فرآیند بازپرداخت قدردانی می کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید