castled

[ایالات متحده]/ˈkæstəld/
[بریتانیا]/ˈkastəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یا شبیه قلعه.

عبارات و ترکیب‌ها

castled king

شاه قلعه‌نشین

castled position

موقعیت قلعه‌نشین

castled side

طرف قلعه‌نشین

castled rook

رخ قلعه‌نشین

castled safety

ایمنی قلعه‌نشین

castled defense

دفاع قلعه‌نشین

castled strategy

استراتژی قلعه‌نشین

castled game

بازی قلعه‌نشین

castled attack

حمله قلعه‌نشین

castled move

حرکت قلعه‌نشین

جملات نمونه

the team castled to secure their king's safety.

تیم برای حفظ امنیت شاه خود قلعه ساخت.

he castled early in the game to avoid threats.

او در ابتدای بازی برای جلوگیری از تهدیدها قلعه ساخت.

she castled to strengthen her defensive position.

او قلعه ساخت تا موقعیت دفاعی خود را تقویت کند.

he forgot to castle and lost his king.

او فراموش کرد قلعه بسازد و شاه خود را از دست داد.

they castled to connect their rooks.

آنها قلعه ساختند تا رخ‌های خود را به هم متصل کنند.

she always remembers to castle when playing.

او همیشه به یاد دارد که هنگام بازی قلعه بسازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید