legal casuistries
خلاصه های قانونی
moral casuistries
خلاصه های اخلاقی
ethical casuistries
خلاصه های اخلاقی
case casuistries
خلاصه های موردی
complex casuistries
خلاصه های پیچیده
practical casuistries
خلاصه های عملی
philosophical casuistries
خلاصه های فلسفی
judicial casuistries
خلاصه های قضایی
historical casuistries
خلاصه های تاریخی
social casuistries
خلاصه های اجتماعی
his argument was filled with casuistries that confused the main issue.
استدلال او مملو از ترفندهای لفظی بود که مسئله اصلی را مبهم کرد.
she used casuistries to justify her actions during the meeting.
او برای توجیه اقدامات خود در طول جلسه از ترفندهای لفظی استفاده کرد.
the lawyer relied on casuistries to win the case.
وکیل برای برنده شدن در پرونده به ترفندهای لفظی متکی بود.
his lecture on ethics was filled with intricate casuistries.
سخنرانی او در مورد اخلاق مملو از ترفندهای لفظی پیچیده بود.
in debates, casuistries can often obscure the truth.
در بحثها، ترفندهای لفظی اغلب میتوانند حقیقت را پنهان کنند.
the politician's speech was riddled with casuistries to mislead the public.
سخنرانی سیاستمدار مملو از ترفندهای لفظی بود تا مردم را گمراه کند.
understanding casuistries can help one navigate complex moral dilemmas.
درک ترفندهای لفظی میتواند به یک فرد کمک کند تا معضلات اخلاقی پیچیده را درک کند.
critics argue that his reasoning is based on flawed casuistries.
منتقدان استدلال میکنند که استدلال او بر اساس ترفندهای لفظی معیوب است.
she pointed out the casuistries in his logic during the discussion.
او ترفندهای لفظی را در منطق او در طول بحث نشان داد.
using casuistries can sometimes lead to ethical confusion.
استفاده از ترفندهای لفظی گاهی اوقات میتواند منجر به سردرگمی اخلاقی شود.
legal casuistries
خلاصه های قانونی
moral casuistries
خلاصه های اخلاقی
ethical casuistries
خلاصه های اخلاقی
case casuistries
خلاصه های موردی
complex casuistries
خلاصه های پیچیده
practical casuistries
خلاصه های عملی
philosophical casuistries
خلاصه های فلسفی
judicial casuistries
خلاصه های قضایی
historical casuistries
خلاصه های تاریخی
social casuistries
خلاصه های اجتماعی
his argument was filled with casuistries that confused the main issue.
استدلال او مملو از ترفندهای لفظی بود که مسئله اصلی را مبهم کرد.
she used casuistries to justify her actions during the meeting.
او برای توجیه اقدامات خود در طول جلسه از ترفندهای لفظی استفاده کرد.
the lawyer relied on casuistries to win the case.
وکیل برای برنده شدن در پرونده به ترفندهای لفظی متکی بود.
his lecture on ethics was filled with intricate casuistries.
سخنرانی او در مورد اخلاق مملو از ترفندهای لفظی پیچیده بود.
in debates, casuistries can often obscure the truth.
در بحثها، ترفندهای لفظی اغلب میتوانند حقیقت را پنهان کنند.
the politician's speech was riddled with casuistries to mislead the public.
سخنرانی سیاستمدار مملو از ترفندهای لفظی بود تا مردم را گمراه کند.
understanding casuistries can help one navigate complex moral dilemmas.
درک ترفندهای لفظی میتواند به یک فرد کمک کند تا معضلات اخلاقی پیچیده را درک کند.
critics argue that his reasoning is based on flawed casuistries.
منتقدان استدلال میکنند که استدلال او بر اساس ترفندهای لفظی معیوب است.
she pointed out the casuistries in his logic during the discussion.
او ترفندهای لفظی را در منطق او در طول بحث نشان داد.
using casuistries can sometimes lead to ethical confusion.
استفاده از ترفندهای لفظی گاهی اوقات میتواند منجر به سردرگمی اخلاقی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید