catabolic

[ایالات متحده]/kəˈtælɒbɪk/
[بریتانیا]/ˌkæt.əˈbɑːl.ɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل تجزیه مولکول‌های پیچیده به مولکول‌های ساده‌تر، که معمولاً انرژی آزاد می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

catabolic process

فرآیند تجزیه

catabolic state

وضعیت تجزیه‌ای

catabolic activity

فعالیت تجزیه‌ای

catabolic pathway

مسیر متابولیک تجزیه‌ای

catabolic hormones

هورمون‌های تجزیه‌کننده

catabolic reactions

واکنش‌های تجزیه‌ای

catabolic effects

اثرات تجزیه‌ای

catabolic metabolism

متابولیسم تجزیه‌ای

catabolic energy

انرژی تجزیه‌ای

catabolic phase

فاز تجزیه‌ای

جملات نمونه

the catabolic process breaks down complex molecules.

فرآیند کاتابولیک مولکول‌های پیچیده را تجزیه می‌کند.

during fasting, the body enters a catabolic state.

در طول ناشتایی، بدن وارد یک حالت کاتابولیک می‌شود.

catabolic reactions release energy for cellular activities.

واکنش‌های کاتابولیک انرژی را برای فعالیت‌های سلولی آزاد می‌کنند.

exercise can enhance catabolic metabolism.

ورزش می‌تواند متابولیسم کاتابولیک را افزایش دهد.

hormones regulate various catabolic processes in the body.

هورمون‌ها فرآیندهای کاتابولیک مختلف را در بدن تنظیم می‌کنند.

understanding catabolic pathways is crucial in biochemistry.

درک مسیرهای کاتابولیک در زیست‌شیمی بسیار مهم است.

catabolic activity is vital for muscle recovery.

فعالیت کاتابولیک برای ترمیم عضلات حیاتی است.

excessive catabolic activity can lead to muscle loss.

فعالیت کاتابولیک بیش از حد می‌تواند منجر به از دست دادن عضله شود.

nutrition plays a key role in balancing catabolic and anabolic states.

تغذیه نقش کلیدی در متعادل کردن حالت‌های کاتابولیک و آنابولیک دارد.

research on catabolic enzymes helps in understanding metabolic disorders.

تحقیقات در مورد آنزیم‌های کاتابولیک به درک اختلالات متابولیک کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید