lytic

[ایالات متحده]/ˈlɪtɪk/
[بریتانیا]/ˈlɪtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به لیز یا حل شدن سلول‌ها؛ باعث حل شدن سلول‌ها؛ به تدریج در حال کاهش

عبارات و ترکیب‌ها

lytic cycle

چرخه لیتیتیکی

lytic enzyme

آنزیم لیزکن

lytic activity

فعالیت لیتیتیکی

lytic infection

عفونت لیتیتیکی

lytic process

فرآیند لیتیتیکی

lytic agents

عوامل لیتیتیکی

lytic phase

فاز لیتیتیکی

lytic response

پاسخ لیتیتیکی

lytic state

وضعیت لیتیتیکی

lytic function

عملکرد لیتیتیکی

جملات نمونه

many viruses are lytic, leading to the destruction of host cells.

بسیاری از ویروس‌ها لیوتیک هستند و باعث تخریب سلول‌های میزبان می‌شوند.

lytic enzymes play a crucial role in breaking down cellular structures.

آنزیم‌های لیوتیک نقش حیاتی در تجزیه ساختارهای سلولی ایفا می‌کنند.

the lytic cycle is essential for viral replication.

چرخه لیوتیک برای تکثیر ویروس ضروری است.

researchers study lytic phages to develop new antibacterial treatments.

محققان ویروس‌های لیوتیک را برای توسعه درمان‌های ضد باکتریایی جدید مطالعه می‌کنند.

lytic activity can lead to the rapid spread of infection.

فعالیت لیوتیک می‌تواند منجر به گسترش سریع عفونت شود.

understanding lytic mechanisms can help in vaccine development.

درک مکانیسم‌های لیوتیک می‌تواند به توسعه واکسن کمک کند.

some bacteria can resist lytic attacks from phages.

برخی از باکتری‌ها می‌توانند در برابر حملات لیوتیک از سوی فاگ‌ها مقاومت کنند.

the lytic process can be utilized in biotechnological applications.

فرآیند لیوتیک می‌تواند در کاربردهای بیوتکنولوژیکی مورد استفاده قرار گیرد.

in a lytic infection, the virus destroys the host cell.

در یک عفونت لیوتیک، ویروس سلول میزبان را تخریب می‌کند.

scientists are exploring lytic pathways to improve gene therapy.

دانشمندان مسیرهای لیوتیک را برای بهبود ژن درمانی بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید