catchily

[ایالات متحده]/ˈkætʃɪli/
[بریتانیا]/ˈkætʃɪli/

ترجمه

adv. به روشی جذاب یا دلپذیر؛ به روشی تکان‌دهنده یا احساس‌برانگیز؛ به روشی فریبنده یا گمراه‌کننده؛ به روشی گیج‌کننده یا دشوار برای درک؛ به روشی متناوب یا پراکنده

جملات نمونه

the song was catchily arranged with a memorable hook.

قطعه به شکلی جذاب و با یک قلاب به‌یادماندنی تنظیم شده بود.

the advertisement jingle was catchily composed to stick in people's minds.

جینگ تبلیغاتی به شکلی جذاب ساخته شده بود تا در ذهن مردم بماند.

she catchily summarized the complex report in just three sentences.

او گزارش پیچیده را به شکلی جذاب و در فقط سه جمله خلاصه کرد.

the marketing team came up with a catchily worded slogan.

گروه بازاریابی یک شعار با کلمات جذاب ارائه کرد.

the children's song was catchily tuned with playful lyrics.

قطعه کودکان با ملودی جذاب و اشعار بازیگانه تنظیم شده بود.

the podcast intro was catchily produced to grab listeners' attention.

مقدمه پادکست به شکلی جذاب تولید شد تا توجه شنوندگان را جلب کند.

the political campaign used catchily phrased talking points.

کمپین سیاسی از نکات کلیدی با بیان جذاب استفاده کرد.

the commercial catchily promoted the new product line.

تبلیغ به شکلی جذاب خط تولید جدید را تبلیغ کرد.

the viral video featured a catchily edited sequence.

ویدئوی ویروسی دارای یک دنباله ویرایش جذاب بود.

the teacher catchily explained the scientific concept.

معلم مفهوم علمی را به شکلی جذاب توضیح داد.

the radio dj played a catchily remixed version of the classic song.

دی‌جی رادیویی یک نسخه بازسازی جذاب از آهنگ کلاسیک پخش کرد.

the musical catchily blended different genres together.

قطعه به شکلی جذاب ژانرهای مختلف را با هم ترکیب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید