categorizer

[ایالات متحده]/[ˈkætrɪˌsaɪzə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈkætəɡaɪˌzaɪzər]/

ترجمه

n. شخصی یا شیئی که طبقه‌بندی می‌کند؛ یک سیستم یا فرآیندی که برای طبقه‌بندی استفاده می‌شود.
v. برای طبقه‌بندی یا دسته‌بندی کردن؛ برای تخصیص دادن چیزی به یک دسته.

عبارات و ترکیب‌ها

data categorizer

دسته‌بندی‌کننده داده

categorizer role

نقش دسته‌بندی‌کننده

be a categorizer

یک دسته‌بندی‌کننده باشید

categorizer tool

ابزار دسته‌بندی‌کننده

categorizer system

سیستم دسته‌بندی‌کننده

categorizer software

نرم‌افزار دسته‌بندی‌کننده

categorizer function

تابع دسته‌بندی‌کننده

categorizer algorithm

الگوریتم دسته‌بندی‌کننده

categorizer job

شغل دسته‌بندی‌کننده

جملات نمونه

the data scientist used a sophisticated categorizer to sort the customer feedback.

دانشمند داده از یک دسته‌بندی‌کننده پیشرفته برای مرتب‌سازی بازخورد مشتریان استفاده کرد.

our new software includes a powerful image categorizer for quick organization.

نرم‌افزار جدید ما شامل یک دسته‌بندی‌کننده تصویر قدرتمند برای سازماندهی سریع است.

the algorithm's categorizer accurately identified the spam emails.

دسته‌بندی‌کننده الگوریتم به طور دقیق ایمیل‌های هرزنامه را شناسایی کرد.

we need a reliable categorizer to manage our product catalog effectively.

ما به یک دسته‌بندی‌کننده قابل اعتماد برای مدیریت مؤثر کاتالوگ محصولات خود نیاز داریم.

the research team developed a text categorizer for sentiment analysis.

گروه تحقیق یک دسته‌بندی‌کننده متن برای تجزیه و تحلیل احساسات توسعه داد.

a robust categorizer is essential for efficient data processing.

یک دسته‌بندی‌کننده قوی برای پردازش کارآمد داده‌ها ضروری است.

the news aggregator utilizes a news categorizer to organize articles by topic.

گردآورنده اخبار از یک دسته‌بندی‌کننده اخبار برای سازماندهی مقالات بر اساس موضوع استفاده می‌کند.

the customer service team employed a ticket categorizer to prioritize issues.

گروه خدمات مشتریان از یک دسته‌بندی‌کننده بلیط برای اولویت‌بندی مشکلات استفاده کرد.

the document categorizer automatically sorted the files into folders.

دسته‌بندی‌کننده اسناد به طور خودکار فایل‌ها را در پوشه‌ها مرتب کرد.

the sales team used a lead categorizer to focus on high-potential clients.

گروه فروش از یک دسته‌بندی‌کننده سرنخ برای تمرکز بر مشتریان با پتانسیل بالا استفاده کرد.

the music streaming service uses a song categorizer to create playlists.

سرویس پخش موسیقی از یک دسته‌بندی‌کننده آهنگ برای ایجاد لیست پخش استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید