catting around
گشتن اطراف
catting off
ترک کردن
catting up
دوستانه رفتار کردن
catting out
افشا کردن
catting it
آن را انجام دادن
catting time
وقت گشتن
catting game
بازی گشتن
catting style
سبک گشتن
catting mood
حالت گشتن
catting life
زندگی گشتن
she loves catting around with her friends on weekends.
او عاشق گذراندن وقت با دوستانش در آخر هفته هاست.
he was catting about the house, looking for his keys.
او در حال گشتن در خانه بود و به دنبال کلیدهایش میگشت.
they spent the afternoon catting in the park.
آنها بعد از ظهر را در پارک گشتند.
catting around can be a fun way to relax.
گشتن می تواند راهی سرگرم کننده برای آرامش باشد.
we enjoyed catting along the beach at sunset.
ما از قدم زدن در کنار ساحل هنگام غروب لذت بردیم.
she often finds herself catting about in the city.
او اغلب خود را در حال گشتن در شهر مییابد.
catting with my dog in the backyard is my favorite pastime.
گشتن با سگ من در حیاط پشتی، سرگرمی مورد علاقه من است.
he was catting around, trying to avoid responsibilities.
او در حال گشتن بود و سعی داشت از مسئولیتها دوری کند.
they are catting about, exploring new cafes in town.
آنها در حال گشتن هستند و کافه های جدید شهر را کشف می کنند.
catting around can lead to unexpected adventures.
گشتن می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.
catting around
گشتن اطراف
catting off
ترک کردن
catting up
دوستانه رفتار کردن
catting out
افشا کردن
catting it
آن را انجام دادن
catting time
وقت گشتن
catting game
بازی گشتن
catting style
سبک گشتن
catting mood
حالت گشتن
catting life
زندگی گشتن
she loves catting around with her friends on weekends.
او عاشق گذراندن وقت با دوستانش در آخر هفته هاست.
he was catting about the house, looking for his keys.
او در حال گشتن در خانه بود و به دنبال کلیدهایش میگشت.
they spent the afternoon catting in the park.
آنها بعد از ظهر را در پارک گشتند.
catting around can be a fun way to relax.
گشتن می تواند راهی سرگرم کننده برای آرامش باشد.
we enjoyed catting along the beach at sunset.
ما از قدم زدن در کنار ساحل هنگام غروب لذت بردیم.
she often finds herself catting about in the city.
او اغلب خود را در حال گشتن در شهر مییابد.
catting with my dog in the backyard is my favorite pastime.
گشتن با سگ من در حیاط پشتی، سرگرمی مورد علاقه من است.
he was catting around, trying to avoid responsibilities.
او در حال گشتن بود و سعی داشت از مسئولیتها دوری کند.
they are catting about, exploring new cafes in town.
آنها در حال گشتن هستند و کافه های جدید شهر را کشف می کنند.
catting around can lead to unexpected adventures.
گشتن می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید