catting

[ایالات متحده]/ˈkætɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkæt̬ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایمن سازی یک لنگر به موقعیت مشخص آن بر روی یک کشتی یا قایق.

عبارات و ترکیب‌ها

catting around

گشتن اطراف

catting off

ترک کردن

catting up

دوستانه رفتار کردن

catting out

افشا کردن

catting it

آن را انجام دادن

catting time

وقت گشتن

catting game

بازی گشتن

catting style

سبک گشتن

catting mood

حالت گشتن

catting life

زندگی گشتن

جملات نمونه

she loves catting around with her friends on weekends.

او عاشق گذراندن وقت با دوستانش در آخر هفته هاست.

he was catting about the house, looking for his keys.

او در حال گشتن در خانه بود و به دنبال کلیدهایش می‌گشت.

they spent the afternoon catting in the park.

آنها بعد از ظهر را در پارک گشتند.

catting around can be a fun way to relax.

گشتن می تواند راهی سرگرم کننده برای آرامش باشد.

we enjoyed catting along the beach at sunset.

ما از قدم زدن در کنار ساحل هنگام غروب لذت بردیم.

she often finds herself catting about in the city.

او اغلب خود را در حال گشتن در شهر می‌یابد.

catting with my dog in the backyard is my favorite pastime.

گشتن با سگ من در حیاط پشتی، سرگرمی مورد علاقه من است.

he was catting around, trying to avoid responsibilities.

او در حال گشتن بود و سعی داشت از مسئولیت‌ها دوری کند.

they are catting about, exploring new cafes in town.

آنها در حال گشتن هستند و کافه های جدید شهر را کشف می کنند.

catting around can lead to unexpected adventures.

گشتن می تواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید