cavorting around
گشت و گذار کردن
cavorting children
کودکانی که در حال خوشگذرانی هستند
cavorting animals
حیواناتی که در حال خوشگذرانی هستند
cavorting dancers
رقصندگانی که در حال خوشگذرانی هستند
cavorting friends
دوستان در حال خوشگذرانی
cavorting in joy
در شادی خوشگذرانی کردن
cavorting on stage
در حال خوشگذرانی روی صحنه
cavorting with glee
با خوشحالی خوشگذرانی کردن
cavorting like children
مثل بچه ها خوشگذرانی کردن
the children were cavorting in the park.
کودکان در پارک مشغول بازی و خوشگذرانی بودند.
she loves cavorting around the beach during summer.
او عاشق بازی و خوشگذرانی در ساحل در طول تابستان است.
the dogs were cavorting joyfully in the yard.
سگها با خوشحالی و نشاط در حیاط مشغول بازی بودند.
they spent the afternoon cavorting in the waves.
آنها بعد از ظهر را با بازی در امواج سپری کردند.
the kids were cavorting around the playground.
بچه ها در زمین بازی مشغول بازی و سرگرمی بودند.
he was cavorting with friends at the party.
او با دوستانش در مهمانی مشغول بازی و خوشگذرانی بود.
we could hear the sound of them cavorting in the distance.
ما میتوانستیم صدای بازی و خوشگذرانی آنها را از دور بشنویم.
the animals were cavorting in the fields.
حیوانات در مزارع مشغول بازی و خوشگذرانی بودند.
she caught them cavorting behind the bushes.
او آنها را در حال بازی پشت بوتهها دید.
cavorting around the fire, they sang songs.
در حالی که دور آتش مشغول بازی بودند، آهنگ میخواندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید