larking

[ایالات متحده]/ˈlɑːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɑrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مشغول شدن در فعالیت‌های بازیگوشانه یا بی‌خیال; صبح زود بیدار شدن; در هنگام قوقولی قوقوی خروس بلند شدن; وقتی چیزی بیش از حد زحمت است گفتن "فراموشش کن"

عبارات و ترکیب‌ها

larking about

گشت و گذار کردن

larking around

گشت و گذار کردن

larking it up

لذت بردن

larking off

استراحت کردن

larking in

وارد شدن

larking together

همراهی کردن

larking outside

بیرون رفتن

larking freely

آزادانه گشتن

larking about town

گشتن در شهر

larking with friends

گشتن با دوستان

جملات نمونه

they were larking about in the park all afternoon.

آنها بعد از ظهر در پارک به این‌جا و آن‌جا می‌رفتند.

the kids were larking around, making everyone laugh.

بچه‌ها این‌جا و آن‌جا می‌رفتند و باعث خنده همه می‌شدند.

we spent the day larking in the sun by the beach.

ما روز را در آفتاب کنار ساحل به این‌جا و آن‌جا می‌رفتیم.

stop larking about and get back to work!

دیگه این‌جا و آن‌جا نرو و برگرد سر کار!

they were larking around the house, playing games.

آنها در خانه این‌جا و آن‌جا می‌رفتند و بازی می‌کردند.

after the meeting, we were just larking about.

بعد از جلسه، ما فقط این‌جا و آن‌جا می‌رفتیم.

he loves larking with his friends on weekends.

او عاشق این‌جا و آن‌جا رفتن با دوستانش آخر هفته‌هاست.

they spent the evening larking about in the backyard.

آنها شب را در حیاط پشتی به این‌جا و آن‌جا می‌رفتند.

she was larking around, enjoying her free time.

او این‌جا و آن‌جا می‌رفت و از وقت آزادش لذت می‌برد.

we caught them larking about when we arrived.

وقتی رسیدیم، آن‌ها را در حال این‌جا و آن‌جا رفتن گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید