larking about
گشت و گذار کردن
larking around
گشت و گذار کردن
larking it up
لذت بردن
larking off
استراحت کردن
larking in
وارد شدن
larking together
همراهی کردن
larking outside
بیرون رفتن
larking freely
آزادانه گشتن
larking about town
گشتن در شهر
larking with friends
گشتن با دوستان
they were larking about in the park all afternoon.
آنها بعد از ظهر در پارک به اینجا و آنجا میرفتند.
the kids were larking around, making everyone laugh.
بچهها اینجا و آنجا میرفتند و باعث خنده همه میشدند.
we spent the day larking in the sun by the beach.
ما روز را در آفتاب کنار ساحل به اینجا و آنجا میرفتیم.
stop larking about and get back to work!
دیگه اینجا و آنجا نرو و برگرد سر کار!
they were larking around the house, playing games.
آنها در خانه اینجا و آنجا میرفتند و بازی میکردند.
after the meeting, we were just larking about.
بعد از جلسه، ما فقط اینجا و آنجا میرفتیم.
he loves larking with his friends on weekends.
او عاشق اینجا و آنجا رفتن با دوستانش آخر هفتههاست.
they spent the evening larking about in the backyard.
آنها شب را در حیاط پشتی به اینجا و آنجا میرفتند.
she was larking around, enjoying her free time.
او اینجا و آنجا میرفت و از وقت آزادش لذت میبرد.
we caught them larking about when we arrived.
وقتی رسیدیم، آنها را در حال اینجا و آنجا رفتن گرفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید