celadons

[ایالات متحده]/səˈlædɒn/
[بریتانیا]/səˈlɑːdən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ خاکستری مایل به سبز کمرنگ. ; چینی با لعابی که ویژگی آن سبز کمرنگ است.

عبارات و ترکیب‌ها

celadon vase

گلدان لعابدار

celadon pottery

ظروف لعابدار

celadon glaze

لعاب زمردی

celadon bowl

کاسه لعابدار

celadon plate

صفحه لعابدار

celadon tea

چای لعابدار

celadon figure

مجسمه لعابدار

celadon cup

لیوان لعابدار

celadon sculpture

مجسمه سازی لعابدار

celadon art

هنر لعابدار

جملات نمونه

the celadon vase is a masterpiece of ancient craftsmanship.

گلدان لعاب‌دار، شاهکاری از هنر باستانی است.

he collected celadon pottery from various dynasties.

او گلدسوزی لعاب‌دار را از سلسله‌های مختلف جمع‌آوری کرد.

celadon glazes give ceramics a beautiful, translucent quality.

لعاب‌های لعاب‌دار، به سرامیک‌ها کیفیتی زیبا و نیمه‌شفاف می‌بخشند.

the museum features an exhibition on celadon history.

موزه دارای نمایشگاهی در مورد تاریخچه لعاب‌دار است.

celadon is often associated with the song dynasty's artistic achievements.

لعاب‌دار اغلب با دستاوردهای هنری سلسله سونگ مرتبط است.

she admired the intricate designs on the celadon bowl.

او به طرح‌های پیچیده روی کاسه لعاب‌دار علاقه داشت.

celadon ceramics are highly valued by collectors worldwide.

سرامیک‌های لعاب‌دار توسط کلکسیونرهای سراسر جهان بسیار ارزشمند تلقی می‌شوند.

the celadon color palette is soothing and elegant.

طیف رنگی لعاب‌دار آرامش‌بخش و شیک است.

many artists today are inspired by traditional celadon techniques.

بسیاری از هنرمندان امروزی از تکنیک‌های سنتی لعاب‌دار الهام می‌گیرند.

during the festival, they showcased celadon art in the town square.

در طول جشنواره، آنها هنر لعاب‌دار را در میدان شهر به نمایش گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید