censorships

[ایالات متحده]/ˈsɛns.ə(r)ʃɪps/
[بریتانیا]/ˈsen.sə(r)ʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل سرکوب اطلاعات یا ایده‌هایی که توسط یک دولت، نهاد یا دیگر مقامات به عنوان نامطلوب، مضر یا حساس سیاسی در نظر گرفته می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

media censorships

سانسور رسانه

internet censorships

سانسور اینترنت

political censorships

سانسور سیاسی

art censorships

سانسور هنر

book censorships

سانسور کتاب

content censorships

سانسور محتوا

cultural censorships

سانسور فرهنگی

film censorships

سانسور فیلم

news censorships

سانسور اخبار

social censorships

سانسور اجتماعی

جملات نمونه

censorships can limit freedom of expression.

محدودیت‌ها می‌توانند آزادی بیان را محدود کنند.

many countries have strict censorships in place.

بسیاری از کشورها قوانین سانسور سختگیرانه ای دارند.

censorships often target political dissent.

سانسور اغلب هدف قرار دادن مخالفان سیاسی است.

artists often struggle against censorships.

هنرمندان اغلب با سانسور مقابله می کنند.

debates about censorships are common in media.

بحث درباره سانسور در رسانه ها رایج است.

censorships can affect access to information.

سانسور می‌تواند دسترسی به اطلاعات را تحت تأثیر قرار دهد.

some argue that censorships are necessary for security.

برخی استدلال می کنند که سانسور برای امنیت ضروری است.

censorships can lead to public outcry and protests.

سانسور می‌تواند منجر به خشم عمومی و اعتراضات شود.

the rise of the internet challenges traditional censorships.

ظهور اینترنت چالش هایی برای سانسورهای سنتی ایجاد می کند.

governments often justify censorships as protecting society.

دولت ها اغلب سانسور را به عنوان محافظت از جامعه توجیه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید