centimetres

[ایالات متحده]/ˈsɛntɪmɪtərz/
[بریتانیا]/ˌsɛn.t̬iˈmɛ.tərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سانتی‌متر: یک واحد طول در سیستم متریک برابر با یک صدم متر.

عبارات و ترکیب‌ها

ten centimetres

ده سانتی‌متر

five centimetres

پنج سانتی‌متر

two centimetres

دو سانتی‌متر

three centimetres

سه سانتی‌متر

one centimetre

یک سانتی‌متر

four centimetres

چهار سانتی‌متر

six centimetres

شش سانتی‌متر

seven centimetres

هفت سانتی‌متر

eight centimetres

هشت سانتی‌متر

nine centimetres

نه سانتی‌متر

جملات نمونه

the table measures 120 centimetres in length.

میز طولانی 120 سانتی‌متر است.

she is 165 centimetres tall.

قد او 165 سانتی‌متر است.

the box is 30 centimetres wide.

جعبه 30 سانتی‌متر عرض دارد.

we need to cut the fabric into 50 centimetres pieces.

ما باید پارچه را به قطعات 50 سانتی‌متری برش دهیم.

the poster is 70 centimetres high.

پوستر 70 سانتی‌متر ارتفاع دارد.

he measured the room and found it to be 200 centimetres across.

او اتاق را اندازه گیری کرد و متوجه شد که 200 سانتی‌متر قطر دارد.

the fish tank holds 150 litres and is 100 centimetres long.

آکواریوم 150 لیتر ظرفیت دارد و 100 سانتی‌متر طول دارد.

the new bookshelf is 180 centimetres tall.

قفسه کتاب جدید 180 سانتی‌متر ارتفاع دارد.

she bought a rug that is 120 centimetres in diameter.

او یک فرش کهنه که 120 سانتی‌متر قطر دارد خرید.

the plant grows to about 30 centimetres in height.

گیاه تا حدود 30 سانتی‌متر رشد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید