centralizes data
متمرکز کردن دادهها
centralizes resources
متمرکز کردن منابع
centralizes control
متمرکز کردن کنترل
centralizes information
متمرکز کردن اطلاعات
centralizes operations
متمرکز کردن عملیات
centralizes management
متمرکز کردن مدیریت
centralizes decision-making
متمرکز کردن تصمیمگیری
centralizes services
متمرکز کردن خدمات
centralizes support
متمرکز کردن پشتیبانی
centralizes functions
متمرکز کردن توابع
the new software centralizes all data management tasks.
نرمافزار جدید، وظایف مدیریت داده را متمرکز میکند.
our company centralizes its operations to improve efficiency.
شرکت ما عملیات خود را متمرکز میکند تا کارایی را بهبود بخشد.
this system centralizes communication between departments.
این سیستم ارتباطات بین بخشها را متمرکز میکند.
the platform centralizes user feedback for better service.
این پلتفرم بازخورد کاربران را برای ارائه خدمات بهتر متمرکز میکند.
the organization centralizes decision-making to streamline processes.
این سازمان تصمیمگیری را متمرکز میکند تا فرآیندها را ساده کند.
the government centralizes services to better serve citizens.
دولت خدمات را متمرکز میکند تا بهتر به شهروندان خدمت کند.
they centralize their marketing efforts to reach a wider audience.
آنها تلاشهای بازاریابی خود را متمرکز میکنند تا به مخاطبان گستردهتری دست یابند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید