centrals

[ایالات متحده]/ˈsɛntrəlz/
[بریتانیا]/ˈsɛn.trəlˌz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مراکز چیزی؛ مهم‌ترین بخش‌ها یا چیزها؛ مکان‌هایی که به راحتی قابل دسترسی هستند؛ افراد یا سازمان‌هایی با قدرت یا کنترل کامل.

عبارات و ترکیب‌ها

data centrals

مرکز داده

call centrals

مرکز تماس

service centrals

مرکز خدمات

control centrals

مرکز کنترل

support centrals

مرکز پشتیبانی

network centrals

مرکز شبکه

resource centrals

مرکز منابع

operation centrals

مرکز عملیات

information centrals

مرکز اطلاعات

logistics centrals

مرکز لجستیک

جملات نمونه

the centrals of the organization are crucial for decision-making.

مراکز اصلی سازمان برای تصمیم‌گیری حیاتی هستند.

many centrals are located in urban areas for better accessibility.

بسیاری از مراکز در مناطق شهری برای دسترسی بهتر واقع شده‌اند.

we need to improve the communication between the centrals.

ما باید ارتباطات بین مراکز را بهبود بخشیم.

the centrals play a vital role in coordinating the project.

مراکز نقش حیاتی در هماهنگی پروژه ایفا می‌کنند.

various centrals provide support for local businesses.

مراکز مختلف از کسب و کارهای محلی پشتیبانی می کنند.

research shows that centrals can enhance operational efficiency.

تحقیقات نشان می‌دهد که مراکز می‌توانند کارایی عملیاتی را افزایش دهند.

training programs are often held at the centrals.

برنامه‌های آموزشی اغلب در مراکز برگزار می‌شوند.

the centrals are equipped with the latest technology.

مراکز مجهز به آخرین فناوری ها هستند.

many centrals collaborate with educational institutions.

بسیاری از مراکز با موسسات آموزشی همکاری می کنند.

effective management of centrals can lead to better outcomes.

مدیریت مؤثر مراکز می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید