the centrist and conservative parties were mere phantoms in 1943.
احزاب میانهرو و محافظهکار در سال 1943 صرفاً شبح بودند.
3.Prime Minister Ariel Sharon pushes for a quick March election just hours after leaving his hardliner Likud party to form a new centrist party.
3. نخستوزیر آریل شارون خواهان برگزاری انتخابات سریع در ماه مارس فقط چند ساعت پس از ترک حزب راستگرای لیکود برای تشکیل یک حزب جدید میانهرو است.
She identifies as a centrist in politics.
او خود را یک چهره میانهرو در سیاست معرفی میکند.
The centrist party aims to appeal to a wide range of voters.
حزب میانهرو هدف خود را جلب نظر طیف گستردهای از رایدهندگان میداند.
He takes a centrist approach to controversial issues.
او با دیدگاه میانهرو به مسائل بحثبرانگیز میپردازد.
The centrist candidate is gaining support from both sides.
نامزد میانهرو از هر دو جناح حمایت کسب میکند.
Many people appreciate the centrist viewpoint for its balance.
بسیاری از مردم به دلیل تعادل، دیدگاه میانهرو را ارزیابی میکنند.
The centrist position on the issue is seen as a compromise.
دیدگاه میانهرو در این مسئله به عنوان سازش تلقی میشود.
She believes that a centrist approach is the most effective in governance.
او معتقد است که رویکرد میانهرو در حکومتداری مؤثرترین است.
The party leader is known for his centrist policies.
رهبر حزب به دلیل سیاستهای میانهرویش شناخته شده است.
The centrist group advocates for moderate solutions to problems.
گروه میانهرو از راهحلهای متعادل برای مشکلات حمایت میکند.
His centrist views have garnered support from various sectors of society.
دیدگاههای میانهرویش از بخشهای مختلف جامعه حمایت کسب کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید