cerebro

[ایالات متحده]/səˈbriː.oʊ/
[بریتانیا]/ser-ə-b ROE/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مغز یا بخشی از سیستم عصبی که فکر، حافظه، احساس و عمل ارادی را کنترل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

cerebro scan

اسکن مغز

cerebro activity

فعالیت مغز

cerebro function

عملکرد مغز

cerebro analysis

تجزیه و تحلیل مغز

cerebro research

تحقیقات مغزی

cerebro injury

آسیب مغزی

cerebro damage

آسیب مغز

cerebro disease

بیماری مغز

cerebro stimulation

تحریک مغز

cerebro health

سلامتی مغز

جملات نمونه

the human cerebro is a complex organ.

مغز انسان یک اندام پیچیده است.

scientists study the cerebro to understand behavior.

دانشمندان مغز را برای درک رفتار مطالعه می‌کنند.

damage to the cerebro can affect memory.

آسیب به مغز می‌تواند بر حافظه تأثیر بگذارد.

the cerebro processes information from the senses.

مغز اطلاعات را از حواس پردازش می‌کند.

yoga can help improve cerebro function.

یوگا می‌تواند به بهبود عملکرد مغز کمک کند.

understanding the cerebro is key to neuroscience.

درک مغز برای علوم اعصاب کلیدی است.

exercise has a positive impact on the cerebro.

ورزش تأثیر مثبتی بر مغز دارد.

sleep is essential for a healthy cerebro.

خواب برای داشتن مغزی سالم ضروری است.

researchers are mapping the human cerebro.

محققان در حال ترسیم مغز انسان هستند.

emotions are processed in the cerebro.

احساسات در مغز پردازش می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید