chaffered

[ایالات متحده]/ˈtʃæfəd/
[بریتانیا]/ˈtʃæfərd/

ترجمه

v. بر سر قیمت چیزی چانه زدن؛ به شدت چانه زدن؛ به طور مفرط انتقاد کردن یا در امور جزئی ایراد گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

chaffered deal

معامله با چانه زنی

chaffered price

قیمت با چانه زنی

chaffered terms

شرایط با چانه زنی

chaffered agreement

توافق با چانه زنی

chaffered offer

پیشنهاد با چانه زنی

chaffered contract

قرارداد با چانه زنی

chaffered proposal

پیشنهاد اولیه

chaffered bargain

معامله خوب

chaffered conditions

شرایط با چانه زنی

جملات نمونه

they chaffered over the price of the antique vase.

آنها درباره قیمت گلدان عتیقه چانه زدن کردند.

we chaffered for hours before reaching an agreement.

ما ساعت‌ها چانه زدیم تا به توافق برسیم.

she chaffered with the vendor at the market.

او با فروشنده در بازار چانه زد.

he chaffered for a better deal on the car.

او برای ماشین معامله بهتری چانه زد.

the buyers chaffered until they were satisfied with the terms.

خریداران چانه زدند تا زمانی که از شرایط راضی شدند.

after much chaffering, they settled on a fair price.

پس از بحث و چانه زنی زیاد، آنها بر سر یک قیمت منصفانه به توافق رسیدند.

they chaffered back and forth, trying to find common ground.

آنها به طور رفت و برگشتی چانه زدند و سعی کردند زمین مشترکی پیدا کنند.

it was a long day of chaffering at the flea market.

روز طولانی چانه زنی در بازار دست دوم بود.

the couple chaffered for a lower price on the furniture.

زوج برای مبلمان قیمت پایین‌تری چانه زدند.

he enjoyed chaffering with local artisans for unique items.

او از چانه زنی با صنعتگران محلی برای اقلام منحصر به فرد لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید