chaffering prices
چانه زدن درباره قیمتها
chaffering goods
چانه زدن درباره کالاها
chaffering deals
چانه زدن درباره معاملات
chaffering terms
چانه زدن درباره شرایط
chaffering offers
چانه زدن درباره پیشنهادات
chaffering sales
چانه زدن درباره فروش
chaffering items
چانه زدن درباره اقلام
chaffering rates
چانه زدن درباره نرخها
chaffering services
چانه زدن درباره خدمات
they spent hours chaffering over the price of the antique vase.
آنها ساعتها بر سر قیمت گلدان عتیقه چانه زنی کردند.
chaffering is common in markets to get the best deal.
چانه زنی در بازارها برای گرفتن بهترین معامله رایج است.
she enjoys chaffering with street vendors for fresh produce.
او از چانه زنی با فروشندگان دوره گرد برای محصولات تازه لذت می برد.
after chaffering, they finally agreed on a price.
پس از چانه زنی، آنها سرانجام بر روی قیمتی به توافق رسیدند.
the art of chaffering requires patience and skill.
هنر چانه زنی نیاز به صبر و مهارت دارد.
he was chaffering for a better rate at the car dealership.
او برای گرفتن نرخ بهتر در نمایندگی خودرو چانه زنی می کرد.
chaffering can be a fun part of shopping in local markets.
چانه زنی می تواند بخش سرگرم کننده ای از خرید در بازارهای محلی باشد.
the tourists enjoyed chaffering for souvenirs during their trip.
گردشگران از چانه زنی برای سوغاتی در طول سفر خود لذت بردند.
chaffering is often necessary to avoid overpaying.
چانه زنی اغلب برای جلوگیری از پرداخت بیش از حد ضروری است.
he was known for his skill in chaffering at flea markets.
او به خاطر مهارتش در چانه زنی در بازارهای محلی مشهور بود.
chaffering prices
چانه زدن درباره قیمتها
chaffering goods
چانه زدن درباره کالاها
chaffering deals
چانه زدن درباره معاملات
chaffering terms
چانه زدن درباره شرایط
chaffering offers
چانه زدن درباره پیشنهادات
chaffering sales
چانه زدن درباره فروش
chaffering items
چانه زدن درباره اقلام
chaffering rates
چانه زدن درباره نرخها
chaffering services
چانه زدن درباره خدمات
they spent hours chaffering over the price of the antique vase.
آنها ساعتها بر سر قیمت گلدان عتیقه چانه زنی کردند.
chaffering is common in markets to get the best deal.
چانه زنی در بازارها برای گرفتن بهترین معامله رایج است.
she enjoys chaffering with street vendors for fresh produce.
او از چانه زنی با فروشندگان دوره گرد برای محصولات تازه لذت می برد.
after chaffering, they finally agreed on a price.
پس از چانه زنی، آنها سرانجام بر روی قیمتی به توافق رسیدند.
the art of chaffering requires patience and skill.
هنر چانه زنی نیاز به صبر و مهارت دارد.
he was chaffering for a better rate at the car dealership.
او برای گرفتن نرخ بهتر در نمایندگی خودرو چانه زنی می کرد.
chaffering can be a fun part of shopping in local markets.
چانه زنی می تواند بخش سرگرم کننده ای از خرید در بازارهای محلی باشد.
the tourists enjoyed chaffering for souvenirs during their trip.
گردشگران از چانه زنی برای سوغاتی در طول سفر خود لذت بردند.
chaffering is often necessary to avoid overpaying.
چانه زنی اغلب برای جلوگیری از پرداخت بیش از حد ضروری است.
he was known for his skill in chaffering at flea markets.
او به خاطر مهارتش در چانه زنی در بازارهای محلی مشهور بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید