the intense chaleur made it impossible to sleep.
گرماي شدید باعث شد که نتوانند بخوابند.
she felt a pleasant chaleur spread through her body.
او احساس کرد گرمای دلپذیری در سراسر بدنش پخش شده است.
the old stone walls retained the day's chaleur until evening.
دیوارهای سنگی قدیمی تا شب گرمای روز را حفظ کردند.
global warming has increased average global chaleur significantly.
گرمایش جهانی به طور قابل توجهی میانگین گرمای جهانی را افزایش داده است.
the chef monitored the chaleur of the oven carefully.
سرآشپز با دقت دمای فر را بررسی کرد.
we sought refuge from the oppressive chaleur under the trees.
ما برای فرار از گرمای طاقت فرسا زیر درختان پناه گرفتیم.
the fireplace radiated a gentle chaleur throughout the cottage.
شومینه یک گرمای ملایم را در سراسر کلبه منتشر کرد.
her cheeks flushed with sudden chaleur when she saw him.
وقتی او را دید گونه هایش به طور ناگهانی سرخ شدند.
the body generates chaleur through metabolic processes.
بدن از طریق فرآیندهای متابولیکی گرما تولید می کند.
summer chaleur can be especially difficult for animals.
گرمای تابستان می تواند به خصوص برای حیوانات دشوار باشد.
the scientists measured the heat transfer and calorie exchange.
دانشمندان انتقال گرما و تبادل کالری را اندازه گیری کردند.
she wrapped the baby in blankets to preserve its natural chaleur.
او نوزاد را در پتو پیچید تا گرمای طبیعی او را حفظ کند.
the intense chaleur made it impossible to sleep.
گرماي شدید باعث شد که نتوانند بخوابند.
she felt a pleasant chaleur spread through her body.
او احساس کرد گرمای دلپذیری در سراسر بدنش پخش شده است.
the old stone walls retained the day's chaleur until evening.
دیوارهای سنگی قدیمی تا شب گرمای روز را حفظ کردند.
global warming has increased average global chaleur significantly.
گرمایش جهانی به طور قابل توجهی میانگین گرمای جهانی را افزایش داده است.
the chef monitored the chaleur of the oven carefully.
سرآشپز با دقت دمای فر را بررسی کرد.
we sought refuge from the oppressive chaleur under the trees.
ما برای فرار از گرمای طاقت فرسا زیر درختان پناه گرفتیم.
the fireplace radiated a gentle chaleur throughout the cottage.
شومینه یک گرمای ملایم را در سراسر کلبه منتشر کرد.
her cheeks flushed with sudden chaleur when she saw him.
وقتی او را دید گونه هایش به طور ناگهانی سرخ شدند.
the body generates chaleur through metabolic processes.
بدن از طریق فرآیندهای متابولیکی گرما تولید می کند.
summer chaleur can be especially difficult for animals.
گرمای تابستان می تواند به خصوص برای حیوانات دشوار باشد.
the scientists measured the heat transfer and calorie exchange.
دانشمندان انتقال گرما و تبادل کالری را اندازه گیری کردند.
she wrapped the baby in blankets to preserve its natural chaleur.
او نوزاد را در پتو پیچید تا گرمای طبیعی او را حفظ کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید