chalk

[ایالات متحده]/tʃɔːk/
[بریتانیا]/tʃɔːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با گچ نوشتن؛ با پودر گچ پاک کردن؛ ثبت کردن؛ برنامه ریزی کردن
n. گچ؛ سنگ آهک پودری سفید؛ علامتی که با گچ ساخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

white chalk

خاک سفید

chalkboard

تخته سیاه

chalk dust

گرد و غبار گچ

chalk outline

طرح گچی

chalk writing

نوشتن با گچ

broken chalk

گچ شکسته

chalk holder

نگهدارنده گچ

chalk piece

قطعه گچ

chalk stain

لک گچ

dustless chalk

گچ بدون گرد و غبار

chalk it up

به حساب گچ بنویس

french chalk

گچ فرانسوی

chalk up

به حساب بنویس

جملات نمونه

Chalk that up to experience.

آن را به تجربه نسبت دهید.

Chalk and cheese are disparate substances.

خاک و پنیر مواد مختلفی هستند.

a chalk pit where cowslips bloomed.

گودال گچی که شقایق‌ها در آن شکوفا می‌شدند.

chalked my name on the blackboard.

اسمم را روی تخته سیاه نوشتم.

The chalk jarred against the blackboard.

گچ به تخته سیاه برخورد کرد.

Rub out chalk marks with an eraser.

علامت‌های گچی را با یک پاک کن پاک کنید.

I can’t bear the sound of chalk scraping on a blackboard.

نمی‌توانم صدای خراش گچ روی تخته سیاه را تحمل کنم.

Although they are twins, temperamentally they are as like as chalk to cheese.

اگرچه آنها دوقلو هستند، از نظر خلقیتی مانند پنیر و خردل هستند.

I chalked my sleeplessness up to nerves.

بی‌خوابی خود را به دلیل استرس نسبت دادم.

the chalk cliffs are mainly sheer with little vegetation.

آب‌سنگ‌های گچی عمدتاً بدون پوشش گیاهی و بسیار شیب‌دار هستند.

a sidewalk fruit stand; sidewalk chalk artists.

میوه فروشی کنار پیاده‌رو؛ هنرمندان گچ‌کار کنار پیاده‌رو.

She chalked out a design on the blackboard.

او طرحی را روی تخته سیاه کشید.

The general chalked out his plan of attack.

ژنرال طرح حمله خود را ترسیم کرد.

We shall chalk up his good points.

ما نقاط مثبت او را ثبت خواهیم کرد.

he has chalked up a box office success.

او یک موفقیت گیشه کسب کرده است.

her fingers were grained with chalk dust.

انگشتانش با گرد و غبار گچ پوشیده شده بود.

the snakebitten space shuttle chalked up a fourth launch delay.

شاتل فضایی آسیب‌دیده چهارمین تاخیر در پرتاب را به خود اختصاص داد.

It’s hard to imagine that Mark and John are brothers—they’re like chalk and cheese.

تصور اینکه مارک و جان برادر هستند دشوار است - آنها مانند خاک و پنیر هستند.

نمونه‌های واقعی

Will a black chalk chalk on a white blackboard?

آیا یک گچ سیاه روی تخته سیاه می تواند بنویسد؟

منبع: English tongue twisters

She was so generous to offer us the chalk.

او بسیار سخاوتمند بود که گچ را به ما پیشنهاد کرد.

منبع: VOA Standard English_Americas

I always wanted to throw those little chalks at their heads. Ugh!

من همیشه می خواستم آن گچ های کوچک را به سر آنها پرتاب کنم. اه!

منبع: American English dialogue

But I actually didn't have any chalk, so I sort of dismissed it.

اما در واقع من هیچ گچی نداشتم، بنابراین تا حدودی آن را نادیده گرفتم.

منبع: VOA Standard English_Americas

And there's fresh chalk on the blackboard in case of any late-night epiphanies.

و گچ تازه روی تخته سیاه وجود دارد در صورت داشتن هرگونه الهام شبانه.

منبع: Young Sheldon - Season 2

659. The systematic items stem from the walker's talk about the chalk.

659. اقلام سیستماتیک از صحبت های راهنما در مورد گچ نشأت می گیرند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

No dude, not by a long chalk.

نه مرد، اصلاً!

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Someone hit her with a piece of chalk.

کسی او را با یک تکه گچ زد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

What is the main ingredient in chalkboard chalk?

مواد اصلی گچ تخته سیاه چیست؟

منبع: CNN 10 Student English August 2020 Compilation

You have chalk on your face.

شما روی صورت خود گچ دارید.

منبع: Friends Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید