chalked up
به حساب کشیدن
chalked out
محو کردن
chalked in
داخل آن کشیدن
chalked down
پایین آن کشیدن
chalked over
روی آن کشیدن
chalked across
عرض آن کشیدن
chalked around
اطراف آن کشیدن
chalked beside
در کنار آن کشیدن
chalked against
در برابر آن کشیدن
chalked beneath
تحت آن کشیدن
she chalked her name on the board.
او نام خود را روی تخته سیاه نوشت.
the teacher chalked a diagram to explain the concept.
معلم نموداری را برای توضیح مفهوم روی تخته سیاه نوشت.
he chalked up another victory in the tournament.
او یک پیروزی دیگر در مسابقات به دست آورد.
they chalked the lines for the field before the game.
آنها خطوط زمین را قبل از بازی روی تخته سیاه نوشتند.
she quickly chalked down her ideas before they vanished.
او سریعاً ایدههای خود را روی تخته نوشت قبل از اینکه از بین بروند.
he chalked out a plan for the project.
او یک طرح برای پروژه روی تخته نوشت.
the artist chalked a beautiful mural on the wall.
هنرمند یک نقاشی دیواری زیبا روی دیوار نوشت.
after the meeting, she chalked her thoughts in a notebook.
بعد از جلسه، او افکار خود را در یک دفترچه یادداشت کرد.
he chalked his goals for the year on a whiteboard.
او اهداف خود را برای سال روی تخته سفید نوشت.
the coach chalked a new strategy for the team.
مربی یک استراتژی جدید برای تیم روی تخته نوشت.
chalked up
به حساب کشیدن
chalked out
محو کردن
chalked in
داخل آن کشیدن
chalked down
پایین آن کشیدن
chalked over
روی آن کشیدن
chalked across
عرض آن کشیدن
chalked around
اطراف آن کشیدن
chalked beside
در کنار آن کشیدن
chalked against
در برابر آن کشیدن
chalked beneath
تحت آن کشیدن
she chalked her name on the board.
او نام خود را روی تخته سیاه نوشت.
the teacher chalked a diagram to explain the concept.
معلم نموداری را برای توضیح مفهوم روی تخته سیاه نوشت.
he chalked up another victory in the tournament.
او یک پیروزی دیگر در مسابقات به دست آورد.
they chalked the lines for the field before the game.
آنها خطوط زمین را قبل از بازی روی تخته سیاه نوشتند.
she quickly chalked down her ideas before they vanished.
او سریعاً ایدههای خود را روی تخته نوشت قبل از اینکه از بین بروند.
he chalked out a plan for the project.
او یک طرح برای پروژه روی تخته نوشت.
the artist chalked a beautiful mural on the wall.
هنرمند یک نقاشی دیواری زیبا روی دیوار نوشت.
after the meeting, she chalked her thoughts in a notebook.
بعد از جلسه، او افکار خود را در یک دفترچه یادداشت کرد.
he chalked his goals for the year on a whiteboard.
او اهداف خود را برای سال روی تخته سفید نوشت.
the coach chalked a new strategy for the team.
مربی یک استراتژی جدید برای تیم روی تخته نوشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید