chalked

[ایالات متحده]/tʃɔːkt/
[بریتانیا]/chalkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با گچ پوشیده شده; با گچ علامت‌گذاری شده
adj. رنگ پریده، خاکستری-سفید

عبارات و ترکیب‌ها

chalked up

به حساب کشیدن

chalked out

محو کردن

chalked in

داخل آن کشیدن

chalked down

پایین آن کشیدن

chalked over

روی آن کشیدن

chalked across

عرض آن کشیدن

chalked around

اطراف آن کشیدن

chalked beside

در کنار آن کشیدن

chalked against

در برابر آن کشیدن

chalked beneath

تحت آن کشیدن

جملات نمونه

she chalked her name on the board.

او نام خود را روی تخته سیاه نوشت.

the teacher chalked a diagram to explain the concept.

معلم نموداری را برای توضیح مفهوم روی تخته سیاه نوشت.

he chalked up another victory in the tournament.

او یک پیروزی دیگر در مسابقات به دست آورد.

they chalked the lines for the field before the game.

آنها خطوط زمین را قبل از بازی روی تخته سیاه نوشتند.

she quickly chalked down her ideas before they vanished.

او سریعاً ایده‌های خود را روی تخته نوشت قبل از اینکه از بین بروند.

he chalked out a plan for the project.

او یک طرح برای پروژه روی تخته نوشت.

the artist chalked a beautiful mural on the wall.

هنرمند یک نقاشی دیواری زیبا روی دیوار نوشت.

after the meeting, she chalked her thoughts in a notebook.

بعد از جلسه، او افکار خود را در یک دفترچه یادداشت کرد.

he chalked his goals for the year on a whiteboard.

او اهداف خود را برای سال روی تخته سفید نوشت.

the coach chalked a new strategy for the team.

مربی یک استراتژی جدید برای تیم روی تخته نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید