chamfering

[ایالات متحده]/ˈʃæmfərɪŋ/
[بریتانیا]/SHAM-fuh-ring/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یکنواخت‌سازی یا لبه، گوشه یا سطح یکنواخت‌شده

عبارات و ترکیب‌ها

chamfering tool

ابزار پروفیل زنی

chamfering process

فرآیند پروفیل زنی

chamfering machine

دستگاه پروفیل زن

chamfering edge

لبه پروفیل زده

chamfering operation

عملیات پروفیل زنی

chamfering dimensions

ابعاد پروفیل زده

chamfering specifications

مشخصات پروفیل زده

chamfering angle

زاویه پروفیل

chamfering technique

تکنیک پروفیل زنی

chamfering design

طراحی پروفیل

جملات نمونه

the chamfering process improves the component's safety.

فرآیند نقشه برداری باعث بهبود ایمنی قطعه می شود.

chamfering edges can prevent injuries during handling.

برش اضلاع می تواند از بروز آسیب دیدگی در هنگام جابجایی جلوگیری کند.

we need to focus on chamfering for better aesthetics.

ما باید بر نقشه برداری برای داشتن ظاهر بهتر تمرکز کنیم.

chamfering is essential for ensuring a snug fit.

نقشه برداری برای اطمینان از تناسب مناسب ضروری است.

the chamfering tool must be properly calibrated.

ابزار نقشه برداری باید به درستی کالیبره شود.

he is skilled at chamfering metal parts accurately.

او در برش دقیق قطعات فلز مهارت دارد.

chamfering can enhance the durability of the product.

نقشه برداری می تواند دوام محصول را افزایش دهد.

we will implement chamfering in our manufacturing process.

ما نقشه برداری را در فرآیند تولید خود اجرا خواهیم کرد.

chamfering techniques vary depending on the material.

تکنیک های نقشه برداری بسته به مواد مختلف است.

proper chamfering reduces the risk of cracking.

نقشه برداری مناسب خطر ترک خوردن را کاهش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید