chamomile

[ایالات متحده]/ʃəˈmoʊmaɪl/
[بریتانیا]/ʃæˈmoʊˌmaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه معطر گلدار از خانواده داوودی که اغلب برای تهیه چای استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

chamomile tea

چای بابونه

chamomile oil

روغن بابونه

chamomile extract

عصاره بابونه

chamomile flowers

گل‌های بابونه

chamomile infusion

دم کرده بابونه

chamomile remedy

درمان بابونه

chamomile scent

عطر بابونه

chamomile bath

حمام بابونه

chamomile benefits

فواید بابونه

chamomile blend

مخلوط بابونه

جملات نمونه

chamomile tea helps me relax before bed.

چای بابونه به من کمک می‌کند قبل از خواب آرامش بگیرم.

i enjoy chamomile for its soothing properties.

من از خواص آرام‌بخش بابونه لذت می‌برم.

chamomile is often used in herbal remedies.

بابونه اغلب در درمان‌های گیاهی استفاده می‌شود.

drinking chamomile can aid digestion.

نوشیدن بابونه می‌تواند به هضم کمک کند.

she added chamomile to her skincare routine.

او بابونه را به روتین مراقبت از پوست خود اضافه کرد.

chamomile flowers are beautiful in a garden.

گل‌های بابونه در باغ زیبا هستند.

he brewed chamomile for its calming effects.

او بابونه را به دلیل اثرات آرام‌بخش آن دم کرد.

chamomile is popular for treating insomnia.

بابونه برای درمان بی‌خوابی محبوب است.

she prefers chamomile over other herbal teas.

او ترجیح می‌دهد بابونه را نسبت به سایر چای‌های گیاهی انتخاب کند.

chamomile can be used in aromatherapy.

می‌توان از بابونه در آتروماپی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید