chancier

[ایالات متحده]/ˈtʃɑːnsi/
[بریتانیا]/ˈtʃænsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامشخص; به طور تصادفی اتفاق افتادن

جملات نمونه

Investing in the stock market is chancy.

سرمایه‌گذاری در بازار سهام می‌تواند خطرناک باشد.

It's chancy to rely on luck alone.

تکیه بر شانس به تنهایی می‌تواند خطرناک باشد.

Taking shortcuts can be quite chancy in the long run.

میانبر زدن در درازمدت می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

Driving in heavy rain is chancy.

رانندگی در باران شدید می‌تواند خطرناک باشد.

Making decisions based on emotions can be chancy.

تصمیم‌گیری بر اساس احساسات می‌تواند خطرناک باشد.

Starting a business in a volatile market is chancy.

راه‌اندازی کسب‌وکاری در یک بازار پرنوسان می‌تواند خطرناک باشد.

Trusting strangers can be chancy.

اعتماد به غریبه‌ها می‌تواند خطرناک باشد.

Not wearing a seatbelt while driving is chancy.

عدم استفاده از کمربند ایمنی هنگام رانندگی می‌تواند خطرناک باشد.

Ignoring warning signs can be chancy.

نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده می‌تواند خطرناک باشد.

Letting your guard down in unfamiliar surroundings is chancy.

آرامش خیال در محیط‌های ناآشنا می‌تواند خطرناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید