chapeau

[ایالات متحده]/ʃəˈpəʊ/
[بریتانیا]/sha-poe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کلاه، معمولاً یک کلاه رسمی.
Word Forms
جمعchapeaux

عبارات و ترکیب‌ها

chapeau bas

کلاه بردار

chapeau de paille

کلاه حصیری

chapeau melon

کلاه ملون

chapeau chinois

کلاه چینی

chapeau noir

کلاه سیاه

chapeau rouge

کلاه قرمز

chapeau de cowboy

کلاه کابوی

chapeau de fête

کلاه جشن

chapeau de sorcier

کلاه جادوگر

chapeau de chef

کلاه سرآشپز

جملات نمونه

she wore a stylish chapeau to the party.

او یک کلاه شیک به مهمانی پوشید.

the chapeau was adorned with beautiful feathers.

کلاه با پرهای زیبا تزئین شده بود.

he tipped his chapeau in greeting.

او به نشانه احترام کلاه خود را کج کرد.

she owns a collection of vintage chapeaux.

او مجموعه‌ای از کلاه‌های قدیمی دارد.

the chapeau completed her elegant outfit.

کلاه، لباس شیک او را کامل کرد.

he bought a new chapeau for the upcoming wedding.

او یک کلاه جدید برای عروسی آینده خرید.

wearing a chapeau can elevate your style.

پوشیدن یک کلاه می‌تواند سبک شما را ارتقا دهد.

the fashion show featured extravagant chapeaux.

نمایش مد شامل کلاه‌های مجلل بود.

she received compliments on her beautiful chapeau.

او برای کلاه زیبایش تحسین دریافت کرد.

he chose a classic chapeau for the outdoor event.

او یک کلاه کلاسیک برای رویداد فضای باز انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید