devout chapelgoer
مرید باوفادار کلیسا
frequent chapelgoer
بازدید کننده مکرر کلیسا
silent chapelgoer
بازدید کننده ساکت کلیسا
dedicated chapelgoer
بازدید کننده متعهد کلیسا
local chapelgoer
بازدید کننده محلی کلیسا
new chapelgoer
بازدید کننده جدید کلیسا
seasoned chapelgoer
بازدید کننده با تجربه کلیسا
curious chapelgoer
بازدید کننده کنجکاو کلیسا
occasional chapelgoer
بازدید کننده گاه به گاه کلیسا
active chapelgoer
بازدید کننده فعال کلیسا
the chapelgoer often finds solace in prayer.
گاهی اوقات، فردی که به کلیسا میرود، آرامش را در دعا مییابد.
as a chapelgoer, she attends services every sunday.
همانطور که یک فردی که به کلیسا میرود، او هر یکشنبه در خدمات شرکت میکند.
the chapelgoer lit a candle for peace.
فردی که به کلیسا میرود، شمعی برای صلح روشن کرد.
many chapelgoers volunteer for community service.
بسیاری از افراد کلیسا برای خدمات اجتماعی داوطلب میشوند.
the chapelgoer found inspiration in the sermon.
فردی که به کلیسا میرود، الهام را در سخنرانی یافت.
being a chapelgoer has strengthened her faith.
کلیسا رفتن ایمان او را تقویت کرده است.
the chapelgoer shared her testimony with the congregation.
فردی که به کلیسا میرود، شهادت خود را با جماعت به اشتراک گذاشت.
he became a regular chapelgoer after the retreat.
او پس از بازگشت، به یک فردی منظم کلیسا تبدیل شد.
the chapelgoer felt a sense of community during the service.
فردی که به کلیسا میرود، در طول خدمت، احساس همبستگی کرد.
as a chapelgoer, she enjoys singing hymns.
همانطور که یک فردی که به کلیسا میرود، او از خواندن سرودها لذت میبرد.
devout chapelgoer
مرید باوفادار کلیسا
frequent chapelgoer
بازدید کننده مکرر کلیسا
silent chapelgoer
بازدید کننده ساکت کلیسا
dedicated chapelgoer
بازدید کننده متعهد کلیسا
local chapelgoer
بازدید کننده محلی کلیسا
new chapelgoer
بازدید کننده جدید کلیسا
seasoned chapelgoer
بازدید کننده با تجربه کلیسا
curious chapelgoer
بازدید کننده کنجکاو کلیسا
occasional chapelgoer
بازدید کننده گاه به گاه کلیسا
active chapelgoer
بازدید کننده فعال کلیسا
the chapelgoer often finds solace in prayer.
گاهی اوقات، فردی که به کلیسا میرود، آرامش را در دعا مییابد.
as a chapelgoer, she attends services every sunday.
همانطور که یک فردی که به کلیسا میرود، او هر یکشنبه در خدمات شرکت میکند.
the chapelgoer lit a candle for peace.
فردی که به کلیسا میرود، شمعی برای صلح روشن کرد.
many chapelgoers volunteer for community service.
بسیاری از افراد کلیسا برای خدمات اجتماعی داوطلب میشوند.
the chapelgoer found inspiration in the sermon.
فردی که به کلیسا میرود، الهام را در سخنرانی یافت.
being a chapelgoer has strengthened her faith.
کلیسا رفتن ایمان او را تقویت کرده است.
the chapelgoer shared her testimony with the congregation.
فردی که به کلیسا میرود، شهادت خود را با جماعت به اشتراک گذاشت.
he became a regular chapelgoer after the retreat.
او پس از بازگشت، به یک فردی منظم کلیسا تبدیل شد.
the chapelgoer felt a sense of community during the service.
فردی که به کلیسا میرود، در طول خدمت، احساس همبستگی کرد.
as a chapelgoer, she enjoys singing hymns.
همانطور که یک فردی که به کلیسا میرود، او از خواندن سرودها لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید