chapters

[ایالات متحده]/[ˈtʃæptəz]/
[بریتانیا]/[ˈtʃæptərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش اصلی یک کتاب، به خصوص یک کتاب طولانی؛ بخش‌ها یا قسمت‌های یک اثر بزرگ‌تر؛ جلسات یک سازمان یا باشگاه.

عبارات و ترکیب‌ها

new chapters

فصل‌های جدید

reading chapters

خواندن فصل‌ها

early chapters

فصل‌های ابتدایی

final chapters

فصل‌های پایانی

later chapters

فصل‌های بعدی

next chapters

فصل‌های بعدی

writing chapters

نوشتن فصل‌ها

previous chapters

فصل‌های قبلی

those chapters

آن فصل‌ها

chapter one

فصل اول

جملات نمونه

the book is divided into ten chapters.

کتاب به ده فصل تقسیم شده است.

each chapter begins with a brief introduction.

هر فصل با یک مقدمه کوتاه آغاز می‌شود.

i’m really enjoying the final chapters of the novel.

من واقعاً از فصل‌های پایانی رمان لذت می‌برم.

the first chapter sets the scene for the entire story.

فصل اول مقدمه‌ای برای کل داستان ارائه می‌دهد.

we’ll be covering several chapters in this week’s class.

ما چندین فصل را در کلاس این هفته پوشش خواهیم داد.

the last chapter provided a satisfying conclusion.

فصل آخر نتیجه‌گیری رضایت‌بخشی ارائه داد.

the author added new chapters to the second edition.

نویسنده فصل‌های جدیدی را به ویرایش دوم اضافه کرد.

the chapters are arranged chronologically.

فصل‌ها به ترتیب زمانی مرتب شده‌اند.

i skipped a few chapters and went straight to the end.

من چند فصل را رد کردم و مستقیماً به پایان رسیدم.

the middle chapters were a bit slow-paced.

فصل‌های میانی کمی ریتم کمتری داشتند.

the chapters on climate change were particularly informative.

فصل‌های مربوط به تغییرات آب و هوایی به طور خاص آموزنده بودند.

the book's chapters explore various themes.

فصل‌های کتاب به بررسی موضوعات مختلف می‌پردازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید