characterized

[ایالات متحده]/ˌkærəktərˈaɪzd/
[بریتانیا]/ˌkar ək tər aɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v (past participle)داشتن خصوصیات یا ویژگی‌های معمولی چیزی یا کسی; توصیف شده به عنوان داشتن خصوصیات خاص.
v (past tense)خصوصیات یا ویژگی‌های معمولی را به چیزی داد; چیزی را توصیف کرد به عنوان داشتن خصوصیات خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

characterized by

دارای

characterized as

به عنوان مشخص شده

characterized in

در مشخص بودن

characterized with

با مشخص بودن

characterized through

از طریق مشخص بودن

characterized under

تحت مشخص بودن

characterized out

بیرون از مشخص بودن

characterized over

بر روی مشخص بودن

characterized among

در میان مشخص بودن

characterized into

وارد مشخص بودن

جملات نمونه

the region is characterized by its diverse wildlife.

منطقه به دلیل حیات وحش متنوع خود مشخص می‌شود.

her paintings are characterized by vibrant colors.

نقاشی‌های او به دلیل رنگ‌های زنده مشخص می‌شوند.

the novel is characterized by its complex characters.

رمان به دلیل شخصیت‌های پیچیده خود مشخص می‌شود.

this city is characterized by its rich history.

این شهر به دلیل تاریخ غنی خود مشخص می‌شود.

the film is characterized by its unique storytelling style.

فیلم به دلیل سبک داستان‌گویی منحصربه‌فرد خود مشخص می‌شود.

her leadership style is characterized by collaboration.

سبک رهبری او به دلیل همکاری مشخص می‌شود.

the cuisine is characterized by bold flavors.

غذا به دلیل طعم‌های جسورانه مشخص می‌شود.

the study is characterized by thorough research methods.

مطالعه به دلیل روش‌های تحقیق کامل خود مشخص می‌شود.

the landscape is characterized by rolling hills.

مناظر طبیعی به دلیل تپه‌های ملایم مشخص می‌شود.

the software is characterized by its user-friendly interface.

نرم‌افزار به دلیل رابط کاربری آسان خود مشخص می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید