chastities

[ایالات متحده]/ˈtʃæs.tɪ.tiz/
[بریتانیا]/kɑːˈstɪ.tiːz/

ترجمه

n. ویژگی پاکدامنی یا خلوص اخلاقی؛ امساک از رابطه جنسی؛ سادگی، بی‌پیرایگی یا بی‌تظاهر بودن در سبک یا ظاهر.

عبارات و ترکیب‌ها

pure chastities

صفت‌های خالص

chastities of heart

صفت‌های دل

chastities of spirit

صفت‌های روح

sacred chastities

صفت‌های مقدس

chastities preserved

صفت‌های حفظ شده

chastities upheld

صفت‌های حفظ شده

chastities defined

صفت‌های تعریف شده

chastities valued

صفت‌های ارزشمند

chastities explored

صفت‌های مورد بررسی

chastities celebrated

صفت‌های جشن گرفته شده

جملات نمونه

she wore a ring symbolizing her chastities.

او یک حلقه به عنوان نمادی از نجابت او به تن کرد.

the novel explores themes of love and chastities.

این رمان مضامین عشق و نجابت را بررسی می‌کند.

they discussed the importance of chastities in their culture.

آنها درباره اهمیت نجابت در فرهنگ خود بحث کردند.

her commitment to her chastities was admirable.

تعهد او به نجابت قابل تحسین بود.

chastities are often valued in many religions.

نجابت اغلب در بسیاری از ادیان مورد ارزش قرار می‌گیرد.

he wrote an essay on the concept of chastities.

او در مورد مفهوم نجابت مقاله‌ای نوشت.

many traditions emphasize the significance of chastities.

رسوم بسیاری بر اهمیت نجابت تاکید دارند.

chastities can be a personal choice for some individuals.

نجابت می‌تواند یک انتخاب شخصی برای برخی افراد باشد.

she found strength in her chastities despite societal pressures.

او با وجود فشارهای اجتماعی، در نجابت خود قدرت یافت.

chastities are often discussed in the context of relationships.

نجابت اغلب در زمینه روابط مورد بحث قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید