chauffer

[ایالات متحده]/ʃɑːf.ər/
[بریتانیا]/ˈʃoʊ.fər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که برای رانندگی یک خودرو خصوصی استخدام شده است، به ویژه برای یک فرد یا خانواده.

جملات نمونه

she decided to chauffer her friends to the concert.

او تصمیم گرفت دوستانش را به کنسرت برساند.

he works as a chauffer for a prominent businessman.

او به عنوان راننده شخصی یک تاجر برجسته کار می کند.

the chauffer arrived early to prepare for the trip.

راننده شخصی زود رسید تا برای سفر آماده شود.

they hired a chauffer to take them to the airport.

آنها یک راننده شخصی استخدام کردند تا آنها را به فرودگاه ببرد.

as a chauffer, he knows all the best routes in the city.

به عنوان راننده شخصی، او تمام بهترین مسیرها را در شهر می شناسد.

the chauffer opened the door for the guests.

راننده شخصی در را برای مهمانان باز کرد.

she felt safe with the experienced chauffer behind the wheel.

او با راننده شخصی با تجربه پشت فرمان احساس امنیت می کرد.

the chauffer waited patiently while they finished shopping.

راننده شخصی با صبر و حوصله منتظر ماند تا آنها خرید خود را تمام کردند.

he enjoys his job as a chauffer because he meets interesting people.

او از کارش به عنوان راننده شخصی لذت می برد زیرا با افراد جالب ملاقات می کند.

after the event, the chauffer took them home safely.

پس از رویداد، راننده شخصی آنها را با خیال راحت به خانه رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید