chawed

[ایالات متحده]/tʃɔːd/
[بریتانیا]/chowd/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت 'جویدن'

عبارات و ترکیب‌ها

chawed gum

آدامس جویده شده

chawed food

غذای جویده شده

chawed tobacco

تنباکوی جویده شده

chawed meat

گوشت جویده شده

chawed leaves

برگ‌های جویده شده

chawed scenery

مناظر جویده شده

chawed fingers

انگشتان جویده شده

chawed wood

چوب جویده شده

chawed roots

ریشه‌های جویده شده

chawed bread

نان جویده شده

جملات نمونه

the dog chawed on the bone for hours.

سگ در طول چند ساعت روی استخوان جوید.

she chawed her food slowly, savoring every bite.

او غذايش را به آرامی و با لذت جوید.

the children chawed on their snacks during the movie.

بچه ها در حين تماشای فيلم، میان وعده های خود را جویدند.

he chawed the gum until it lost its flavor.

او آدامس را تا زمانی که طعم آن را از دست داد، جوید.

the horse chawed on the grass in the field.

اسب در مزرعه روی چمن جوید.

she chawed her pencil nervously during the exam.

او در حين امتحان به طرز عصبی مداد خود را جوید.

he chawed through the tough meat with difficulty.

او با سختی گوشت سفت را جوید.

the old man chawed on his pipe thoughtfully.

مرد پیر با فکر کردن روی لوله خود جوید.

they chawed away at the problem until they found a solution.

آنها تا زمانی که راه حلی پیدا کردند، به حل مشکل پرداختند.

after the hike, he chawed on an energy bar.

بعد از پیاده‌روی، او یک میل به انرژی بار جوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید