chawed gum
آدامس جویده شده
chawed food
غذای جویده شده
chawed tobacco
تنباکوی جویده شده
chawed meat
گوشت جویده شده
chawed leaves
برگهای جویده شده
chawed scenery
مناظر جویده شده
chawed fingers
انگشتان جویده شده
chawed wood
چوب جویده شده
chawed roots
ریشههای جویده شده
chawed bread
نان جویده شده
the dog chawed on the bone for hours.
سگ در طول چند ساعت روی استخوان جوید.
she chawed her food slowly, savoring every bite.
او غذايش را به آرامی و با لذت جوید.
the children chawed on their snacks during the movie.
بچه ها در حين تماشای فيلم، میان وعده های خود را جویدند.
he chawed the gum until it lost its flavor.
او آدامس را تا زمانی که طعم آن را از دست داد، جوید.
the horse chawed on the grass in the field.
اسب در مزرعه روی چمن جوید.
she chawed her pencil nervously during the exam.
او در حين امتحان به طرز عصبی مداد خود را جوید.
he chawed through the tough meat with difficulty.
او با سختی گوشت سفت را جوید.
the old man chawed on his pipe thoughtfully.
مرد پیر با فکر کردن روی لوله خود جوید.
they chawed away at the problem until they found a solution.
آنها تا زمانی که راه حلی پیدا کردند، به حل مشکل پرداختند.
after the hike, he chawed on an energy bar.
بعد از پیادهروی، او یک میل به انرژی بار جوید.
chawed gum
آدامس جویده شده
chawed food
غذای جویده شده
chawed tobacco
تنباکوی جویده شده
chawed meat
گوشت جویده شده
chawed leaves
برگهای جویده شده
chawed scenery
مناظر جویده شده
chawed fingers
انگشتان جویده شده
chawed wood
چوب جویده شده
chawed roots
ریشههای جویده شده
chawed bread
نان جویده شده
the dog chawed on the bone for hours.
سگ در طول چند ساعت روی استخوان جوید.
she chawed her food slowly, savoring every bite.
او غذايش را به آرامی و با لذت جوید.
the children chawed on their snacks during the movie.
بچه ها در حين تماشای فيلم، میان وعده های خود را جویدند.
he chawed the gum until it lost its flavor.
او آدامس را تا زمانی که طعم آن را از دست داد، جوید.
the horse chawed on the grass in the field.
اسب در مزرعه روی چمن جوید.
she chawed her pencil nervously during the exam.
او در حين امتحان به طرز عصبی مداد خود را جوید.
he chawed through the tough meat with difficulty.
او با سختی گوشت سفت را جوید.
the old man chawed on his pipe thoughtfully.
مرد پیر با فکر کردن روی لوله خود جوید.
they chawed away at the problem until they found a solution.
آنها تا زمانی که راه حلی پیدا کردند، به حل مشکل پرداختند.
after the hike, he chawed on an energy bar.
بعد از پیادهروی، او یک میل به انرژی بار جوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید