cheatingly

[ایالات متحده]/ˈtʃiː.tɪŋ.li/
[بریتانیا]/ˈtʃiː.tɪŋ.li/

ترجمه

adv. به طریقی که شامل تقلب یا بی‌صداقتی می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

cheatingly easy

به راحتی فریبنده

cheatingly clever

به طرز فریبنده‌ای باهوش

cheatingly simple

به سادگی فریبنده

cheatingly fast

به سرعت فریبنده

cheatingly unfair

به طرز فریبنده‌ای ناعادلانه

cheatingly good

به طرز فریبنده‌ای خوب

cheatingly fun

به طرز فریبنده‌ای سرگرم‌کننده

cheatingly rich

به طرز فریبنده‌ای ثروتمند

cheatingly strong

به طرز فریبنده‌ای قوی

cheatingly beautiful

به طرز فریبنده‌ای زیبا

جملات نمونه

she won the game cheatingly, which upset her opponents.

او با تقلب بازی را برد که باعث ناراحتی حریفانش شد.

he was accused of cheatingly manipulating the results.

او به خاطر دستکاری کردن نتایج به صورت غیرمنصفانه متهم شد.

they felt that the rules were being applied cheatingly.

آنها احساس کردند که قوانین به طور غیرمنصفانه اعمال می‌شوند.

cheatingly, she took credit for his work.

به طور غیرمنصفانه، او به خود اجازه داد که اعتبار کار او را بگیرد.

he cheatingly altered the documents to benefit himself.

او اسناد را به طور غیرمنصفانه دستکاری کرد تا به نفع خود باشد.

the team was disqualified for cheatingly gaining an advantage.

تیم به دلیل کسب مزیت به طور غیرمنصفانه از مسابقات حذف شد.

she felt guilty for cheatingly lying about her qualifications.

او به خاطر دروغ گفتن غیرمنصفانه در مورد مدارکش احساس گناه کرد.

he cheatingly used a hidden device during the exam.

او به طور غیرمنصفانه از یک دستگاه پنهان در طول امتحان استفاده کرد.

they discovered that he had been cheatingly stealing ideas.

آنها متوجه شدند که او به طور غیرمنصفانه در حال سرقت ایده ها بوده است.

cheatingly, she tried to deceive the jury.

به طور غیرمنصفانه، او سعی کرد هیئت منصفه را فریب دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید