cheatingly easy
به راحتی فریبنده
cheatingly clever
به طرز فریبندهای باهوش
cheatingly simple
به سادگی فریبنده
cheatingly fast
به سرعت فریبنده
cheatingly unfair
به طرز فریبندهای ناعادلانه
cheatingly good
به طرز فریبندهای خوب
cheatingly fun
به طرز فریبندهای سرگرمکننده
cheatingly rich
به طرز فریبندهای ثروتمند
cheatingly strong
به طرز فریبندهای قوی
cheatingly beautiful
به طرز فریبندهای زیبا
she won the game cheatingly, which upset her opponents.
او با تقلب بازی را برد که باعث ناراحتی حریفانش شد.
he was accused of cheatingly manipulating the results.
او به خاطر دستکاری کردن نتایج به صورت غیرمنصفانه متهم شد.
they felt that the rules were being applied cheatingly.
آنها احساس کردند که قوانین به طور غیرمنصفانه اعمال میشوند.
cheatingly, she took credit for his work.
به طور غیرمنصفانه، او به خود اجازه داد که اعتبار کار او را بگیرد.
he cheatingly altered the documents to benefit himself.
او اسناد را به طور غیرمنصفانه دستکاری کرد تا به نفع خود باشد.
the team was disqualified for cheatingly gaining an advantage.
تیم به دلیل کسب مزیت به طور غیرمنصفانه از مسابقات حذف شد.
she felt guilty for cheatingly lying about her qualifications.
او به خاطر دروغ گفتن غیرمنصفانه در مورد مدارکش احساس گناه کرد.
he cheatingly used a hidden device during the exam.
او به طور غیرمنصفانه از یک دستگاه پنهان در طول امتحان استفاده کرد.
they discovered that he had been cheatingly stealing ideas.
آنها متوجه شدند که او به طور غیرمنصفانه در حال سرقت ایده ها بوده است.
cheatingly, she tried to deceive the jury.
به طور غیرمنصفانه، او سعی کرد هیئت منصفه را فریب دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید