cheatings

[ایالات متحده]/tʃiːtɪŋz/
[بریتانیا]/cheɪtɪŋz/

ترجمه

adj. نادرست یا فریبنده
n. عمل تقلب؛ رفتار نادرست

عبارات و ترکیب‌ها

cheatings detected

تشخیص تقلب

cheatings exposed

افشای تقلب

cheatings revealed

ظهور تقلب

cheatings reported

گزارش تقلب

cheatings confirmed

تایید تقلب

cheatings investigated

بررسی تقلب

cheatings uncovered

کشف تقلب

cheatings addressed

رسیدگی به تقلب

cheatings punished

مجازات تقلب

cheatings analyzed

تجزیه و تحلیل تقلب

جملات نمونه

the cheatings in the exam were discovered by the teacher.

کشف تقلب در امتحان توسط معلم انجام شد.

many students resort to cheatings to pass their classes.

بسیاری از دانش آموزان برای قبولی در کلاس های خود به تقلب متوسل می شوند.

cheatings can lead to serious consequences in academic settings.

تقلب می تواند منجر به عواقب جدی در محیط های علمی شود.

the school implemented strict policies against cheatings.

مدرسه سیاست های سختگیرانه ای علیه تقلب وضع کرد.

he was caught in the act of cheatings during the test.

او در حین امتحان در حال تقلب دستگیر شد.

cheatings undermine the integrity of the education system.

تقلب یکپارچگی سیستم آموزشی را تضعیف می کند.

students are warned about the risks of cheatings.

دانش آموزان در مورد خطرات تقلب آگاه می شوند.

there are various methods of cheatings that students use.

روش های مختلفی از تقلب وجود دارد که دانش آموزان استفاده می کنند.

cheatings can result in expulsion from the school.

تقلب می تواند منجر به اخراج از مدرسه شود.

teachers are trained to detect cheatings in examinations.

معلمان برای شناسایی تقلب در امتحانات آموزش دیده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید