| جمع | checkbooks |
checkbook balance
مانده حساب چک
checkbook register
دفترچه ثبت چک
checkbook stub
برگ چک
checkbook fee
هزینه دفترچه چک
checkbook cover
جلد دفترچه چک
checkbook order
سفارش دفترچه چک
checkbook style
سبک دفترچه چک
checkbook printing
چاپ دفترچه چک
checkbook holder
نگهدارنده دفترچه چک
checkbook reconciliation
تطابق دفترچه چک
i need to order a new checkbook.
من نیاز دارم یک چکبوک جدید سفارش دهم.
she wrote a check from her checkbook.
او چکی از چکبوکش برداشت.
make sure to balance your checkbook regularly.
مطمئن شوید که به طور منظم چکبوک خود را متعادل کنید.
his checkbook was nearly empty after the shopping spree.
چکبوک او بعد از خرید کردن تقریباً خالی بود.
she keeps her checkbook in a safe place.
او چکبوکش را در یک مکان امن نگه میدارد.
he lost his checkbook while traveling.
او در حین سفر چکبوکش را گم کرد.
always check your checkbook for errors.
همیشه چکبوک خود را برای یافتن خطا بررسی کنید.
using a checkbook can help manage finances.
استفاده از چکبوک میتواند به مدیریت امور مالی کمک کند.
she prefers a checkbook over online payments.
او ترجیح میدهد از پرداختهای آنلاین بیشتر از چکبوک استفاده کند.
he balanced his checkbook after every payday.
او پس از هر بار حقوق گرفتن، چکبوکش را متعادل میکرد.
checkbook balance
مانده حساب چک
checkbook register
دفترچه ثبت چک
checkbook stub
برگ چک
checkbook fee
هزینه دفترچه چک
checkbook cover
جلد دفترچه چک
checkbook order
سفارش دفترچه چک
checkbook style
سبک دفترچه چک
checkbook printing
چاپ دفترچه چک
checkbook holder
نگهدارنده دفترچه چک
checkbook reconciliation
تطابق دفترچه چک
i need to order a new checkbook.
من نیاز دارم یک چکبوک جدید سفارش دهم.
she wrote a check from her checkbook.
او چکی از چکبوکش برداشت.
make sure to balance your checkbook regularly.
مطمئن شوید که به طور منظم چکبوک خود را متعادل کنید.
his checkbook was nearly empty after the shopping spree.
چکبوک او بعد از خرید کردن تقریباً خالی بود.
she keeps her checkbook in a safe place.
او چکبوکش را در یک مکان امن نگه میدارد.
he lost his checkbook while traveling.
او در حین سفر چکبوکش را گم کرد.
always check your checkbook for errors.
همیشه چکبوک خود را برای یافتن خطا بررسی کنید.
using a checkbook can help manage finances.
استفاده از چکبوک میتواند به مدیریت امور مالی کمک کند.
she prefers a checkbook over online payments.
او ترجیح میدهد از پرداختهای آنلاین بیشتر از چکبوک استفاده کند.
he balanced his checkbook after every payday.
او پس از هر بار حقوق گرفتن، چکبوکش را متعادل میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید