cheesecloth

[ایالات متحده]/ˈtʃiːsklɒθ/
[بریتانیا]/ˈtʃiːskloʊθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه نازک بافته شده از پنبه که برای صاف کردن مایعات یا پوشاندن غذا استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cheesecloth bag

کیسه پارچه پنیر

cheesecloth filter

فیلتر پارچه پنیر

cheesecloth wrap

پیچ پارچه پنیر

cheesecloth strainer

صافی پارچه پنیر

cheesecloth cover

روکش پارچه پنیر

cheesecloth piece

قطعه پارچه پنیر

cheesecloth roll

رول پارچه پنیر

cheesecloth square

مربع پارچه پنیر

cheesecloth pouch

کیف پارچه پنیر

cheesecloth sheet

برگ پارچه پنیر

جملات نمونه

she used cheesecloth to strain the homemade yogurt.

او از پارچه پنیر برای صاف کردن ماست خانگی استفاده کرد.

he wrapped the cheese in cheesecloth to keep it fresh.

او پنیر را در پارچه پنیر پیچید تا تازه بماند.

the recipe calls for cheesecloth to drain excess liquid.

دستور العمل نیاز به پارچه پنیر برای تخلیه مایع اضافی دارد.

cheesecloth is ideal for making nut milk.

پارچه پنیر برای تهیه شیر مغز مناسب است.

she used cheesecloth to wrap the herbs for the broth.

او از پارچه پنیر برای بسته‌بندی گیاهان برای آبگوشت استفاده کرد.

after cooking, let the mixture cool and strain it through cheesecloth.

پس از پختن، اجازه دهید مخلوط خنک شود و آن را از طریق پارچه پنیر صاف کنید.

for a smoother texture, use cheesecloth when preparing the sauce.

برای بافت نرم‌تر، هنگام تهیه سس از پارچه پنیر استفاده کنید.

he covered the jar with cheesecloth to keep out insects.

او برای جلوگیری از ورود حشرات، روی شیشه را با پارچه پنیر پوشاند.

cheesecloth can be reused several times if cleaned properly.

اگر به درستی تمیز شود، می توان پارچه پنیر را چندین بار دوباره استفاده کرد.

she bought a roll of cheesecloth for her cooking projects.

او یک رول پارچه پنیر برای پروژه های آشپزی خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید