chiaroscuro

[ایالات متحده]/kɪ,ɑːrə'skʊərəʊ/
[بریتانیا]/kɪ,ɑrə'skʊro/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در نقاشی) استفاده از تضادهای قوی بین روشن و تاریک (در ادبیات) تضادی بین روشن و تاریک، تضادی بین عناصر
Word Forms

جملات نمونه

the chiaroscuro of cobbled streets.

نقطه‌گرایی خیابانی سنگفرش‌شده

The artist used chiaroscuro to create a dramatic effect in the painting.

هنرمند از نقطه‌گرایی برای ایجاد جلوه‌ای دراماتیک در نقاشی استفاده کرد.

Chiaroscuro is a technique commonly used in Baroque art.

نقطه‌گرایی تکنیکی است که معمولاً در هنر باروک استفاده می‌شود.

The photographer captured the chiaroscuro of the sunset beautifully.

عکاس به زیبایی، نقطه‌گرایی غروب خورشید را ثبت کرد.

The film director employed chiaroscuro lighting to enhance the mood of the scene.

کارگردان فیلم از نورپردازی نقطه‌گرایی برای افزایش حال و هوای صحنه استفاده کرد.

Chiaroscuro can add depth and dimension to a two-dimensional artwork.

نقطه‌گرایی می‌تواند عمق و ابعاد را به یک اثر هنری دو بعدی اضافه کند.

The novel describes the chiaroscuro of the protagonist's inner struggles.

رمان نقطه‌گرایی مبارزات درونی شخصیت اصلی را توصیف می‌کند.

The use of chiaroscuro in the film noir genre creates a sense of mystery and suspense.

استفاده از نقطه‌گرایی در ژانر فیلم نوآر، حسی از رمز و راز و تعلیق ایجاد می‌کند.

The chiaroscuro in the portrait emphasized the subject's facial features.

نقطه‌گرایی در پرتره، ویژگی‌های چهره سوژه را برجسته کرد.

Chiaroscuro is often used in photography to create striking contrasts.

نقطه‌گرایی اغلب در عکاسی برای ایجاد تضادهای چشمگیر استفاده می‌شود.

The play of light and shadow in the room created a chiaroscuro effect.

بازی نور و سایه در اتاق، جلوه‌ای نقطه‌گرایی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید