chiffons

[ایالات متحده]/'ʃɪfɒn/
[بریتانیا]/ʃɪ'fɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پارچه ابریشمی کاملاً نازک و سبک که اغلب در تهیه لباس‌های زنانه استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

chiffon fabric

پارچه شیفون

chiffon dress

لباس شیفون

chiffon blouse

بلوز شیفون

جملات نمونه

a lemon chiffon pie.

یک پای لیمون شیفون

This fuchsia ruche chiffon blouse is a little too dramatic.

این بلوز شیفون روچه فوشیا کمی اغراق‌آمیز است.

The underdress is dyed and BOILED chiffon to make the fabric as thin as spiderweb silk before pleating.

زیرپوش رنگ شده و از شیفون جوشانده شده است تا قبل از چین و چروک، پارچه به نازکی ابریشم تار عنکبوت شود.

She wore a beautiful chiffon dress to the party.

او یک لباس شیفون زیبا به مهمانی پوشید.

The curtains were made of delicate chiffon fabric.

پرده‌ها از پارچه شیفون ظریف ساخته شده بودند.

The bride's veil was made of white chiffon.

لباس داماد از شیفون سفید ساخته شده بود.

I prefer chiffon scarves in the summer.

من ترجیح می‌دهم در تابستان از روسری‌های شیفون استفاده کنم.

The designer used chiffon in the collection to create flowy silhouettes.

طراح از شیفون در مجموعه برای ایجاد خطوطی با حال و هوای آزاد استفاده کرد.

She bought a chiffon blouse to wear to work.

او یک بلوز شیفون خرید تا به سر کار بپوشد.

The evening gown was embellished with chiffon ruffles.

لباس شب با چین‌های شیفون تزئین شده بود.

The curtains billowed gently in the breeze, revealing their chiffon material.

پرده‌ها به آرامی در نسیم وزیدند و از جنس شیفون آنها نمایان شد.

She accessorized her outfit with a chiffon scarf for a touch of elegance.

او لباس خود را با یک روسری شیفون برای افزودن ظرافت تزئین کرد.

The soft chiffon fabric draped beautifully over the mannequin.

پارچه شیفون نرم به زیبایی روی مانکن آویزان بود.

نمونه‌های واقعی

Her chiffon skirt was fluttering in the night breeze.

سارافون شیفون او در نسیم شب وزش داشت.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

I looked down at my dress, fidgeting with a stray piece of chiffon. He waited in silence.

به لباس خودم نگاه کردم، با تکه ای شیفون بازی می کردم. او در سکوت منتظر ماند.

منبع: Twilight: Eclipse

" Did you buy the chiffon and ribbon, Alice" ?

آیا شما پارچه توری و روبان را خریدید، آلیس؟

منبع: Lonely Heart (Part 1)

The lake was gray chiffon, the horizon a gray velvet curtain.

دریاچه مانند پارچه توری خاکستری بود، افق یک پرده مخمللی خاکستری بود.

منبع: Cross Creek (Part 2)

" A light green, sir; a sort of chiffon, they call it" .

سبز روشن، قربان؛ آنها آن را نوعی پارچه توری می نامند.

منبع: The Mystery of Styles Court

Mrs. Wilson had changed her costume some time before and was now attired in an elaborate afternoon dress of cream colored chiffon, which gave out a continual rustle as she swept about the room.

خانم ویلسون مدتی قبل لباس خود را تغییر داده بود و اکنون لباس عصرانه ای پیچیده از پارچه توری کرم رنگ پوشیده بود که هنگام حرکت در اتاق، صدای خش خش مداومی ایجاد می کرد.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

There are lovelier sights than New York seen at night, from a window eyrie with a mauve haze softening all, as a beautiful but experienced woman is softened by an artfully draped scarf of chiffon.

مناظر دلپذیرتری از نیویورک در شب وجود دارد، از یک چشم انداز پنجره ای با مه یاسی که همه چیز را ملایم می کند، همانطور که یک زن زیبا اما با تجربه توسط یک روسری پارچه توری که به طور ماهرانه طراحی شده است، ملایم می شود.

منبع: Medium-rare steak

Finally there were two triumphant bouquets of violets, each with the stems wrapped in tin-foil shrouded by a bow of purple chiffon; and one bouquet she wore at her waist and the other she carried in her hand.

در نهایت دو دسته گل پیروزی آمیز بنفشه وجود داشت، هر کدام با ساقه های پیچیده در فویل قلع که توسط یک روبان پارچه توری بنفش پوشانده شده بود؛ و او یک دسته را در کمر خود پوشید و دسته دیگر را در دست خود حمل کرد.

منبع: Lonely Heart (Part 1)

When the train stopped at North Bend, Emma McChesney, on her way out, collided with a vision in a pongee duster, rose-colored chiffon veil, chamois gloves, and plumed hat. Miss Blanche LeHaye had made the most of her eleven minutes.

وقتی قطار در شمال بند متوقف شد، امما مکچنی، در حال خروج، با زنی در یک کت دوزی پونگه، حجاب پارچه توری صورتی، دستکش چرم گوزن و کلاه پردار برخورد کرد. خانم بلانچ لهای از یازده دقیقه خود نهایت استفاده را برد.

منبع: Medium-rare steak

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید