chillings

[ایالات متحده]/ˈtʃɪlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtʃɪlɪŋz/

ترجمه

v. شکل حال استمراری chill

عبارات و ترکیب‌ها

chillings effect

اثر سرمایش

chillings factor

ضریب سرمایش

chillings worth

ارزش سرمایش

chillings point

نقطه سرمایش

chillings law

قانون سرمایش

chillings sign

نشانه سرمایش

chillings moment

لحظه سرمایش

chillings zone

منطقه سرمایش

chillings season

فصل سرمایش

chillings breeze

نسیم سرمایش

جملات نمونه

the chilling news spread quickly through the town.

خبر وحشتناک به سرعت در شهر پخش شد.

she gave me a chilling stare that made me uncomfortable.

او با نگاهی ترسناک به من خیره شد که باعث ناراحتی من شد.

the chilling effect of the winter wind was hard to ignore.

اثر سرد کننده باد زمستان قابل چشم پوشی نبود.

his chilling laughter echoed in the empty room.

خنده ترسناک او در اتاق خالی طنین انداز شد.

after the chilling incident, everyone was on edge.

پس از حادثه ترسناک، همه مضطرب بودند.

the chilling tale kept the audience on the edge of their seats.

داستان ترسناک مخاطبان را در لبه صندلی خود نگه داشت.

chillings of fear crept into his heart as he walked alone.

ترس در قلب او نفوذ کرد، در حالی که او تنها راه می رفت.

she felt a chilling sense of dread as she entered the dark room.

وقتی وارد اتاق تاریک شد، احساس ترس و وحشت کرد.

the chilling wind howled through the trees at night.

باد سرد کننده شب‌ها از میان درختان زوزه می‌کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید