chiromancies

[ایالات متحده]/ˌkaɪrəʊˈmænsiz/
[بریتانیا]/ˌkaɪroʊˈmænsiz/

ترجمه

n. عمل تفسیر شخصیت یک فرد یا پیش‌بینی آینده آن‌ها با بررسی خطوط و ویژگی‌های دست‌هایشان

عبارات و ترکیب‌ها

ancient chiromancies

جادوگری باستانی

modern chiromancies

جادوگری مدرن

chiromancies readings

خواندن‌های جادوگری

chiromancies techniques

تکنیک‌های جادوگری

chiromancies practices

تمرین‌های جادوگری

chiromancies insights

بینش‌های جادوگری

chiromancies experts

متخصصان جادوگری

chiromancies symbols

نمادهای جادوگری

chiromancies history

تاریخچه جادوگری

chiromancies art

هنر جادوگری

جملات نمونه

many people are fascinated by chiromancies and their interpretations.

بسیاری از افراد مجذوب خومان‌شناسی و تفسیرهای آن هستند.

chiromancies can provide insights into one's personality.

خومان‌شناسی می‌تواند بینشی در مورد شخصیت فرد ارائه دهد.

she learned chiromancies from her grandmother.

او خومان‌شناسی را از مادربزرگش یاد گرفت.

chiromancies often involve reading the lines on the palm.

خومان‌شناسی اغلب شامل خواندن خطوط روی کف دست می‌شود.

people often seek advice from chiromancies during difficult times.

افراد اغلب در زمان‌های سخت به دنبال مشاوره از خومان‌شناسی هستند.

chiromancies can be a fun party trick.

خومان‌شناسی می‌تواند یک شعبده جالب در مهمانی باشد.

some believe that chiromancies can predict the future.

برخی معتقدند که خومان‌شناسی می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند.

chiromancies have been practiced for centuries in various cultures.

خومان‌شناسی برای قرن‌ها در فرهنگ‌های مختلف انجام شده است.

she was skeptical about chiromancies but decided to try it.

او در مورد خومان‌شناسی مردد بود اما تصمیم گرفت آن را امتحان کند.

chiromancies require a keen eye and intuition.

خومان‌شناسی به یک چشم تیز و شهود نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید