chitchatting

[ایالات متحده]/ˈtʃɪtʃætɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃɪtʃætɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مشغول شدن در مکالمه غیررسمی یا خودمانی

عبارات و ترکیب‌ها

chitchatting away

گپ‌وگفت کردن

chitchatting friends

دوستان گپ‌وگفت

chitchatting together

با هم گپ‌وگفت کردن

chitchatting nonstop

بدون وقفه گپ‌وگفت کردن

chitchatting casually

به‌طور غیررسمی گپ‌وگفت کردن

chitchatting loudly

با صدای بلند گپ‌وگفت کردن

chitchatting happily

با خوشحالی گپ‌وگفت کردن

chitchatting briefly

به‌طور مختصر گپ‌وگفت کردن

chitchatting freely

به‌طور آزادانه گپ‌وگفت کردن

chitchatting often

اغراقاً گپ‌وگفت کردن

جملات نمونه

we spent the afternoon chitchatting over coffee.

ما بعد از ظهر را در کنار فنجان قهوه گپ زدیم.

chitchatting with friends always lifts my spirits.

گپ و گفت با دوستان همیشه روحیه من را بالا می‌برد.

she enjoys chitchatting about the latest movies.

او از گپ و گفت درباره آخرین فیلم‌ها لذت می‌برد.

chitchatting at the office helps build team spirit.

گپ و گفت در محل کار به ایجاد روحیه تیمی کمک می‌کند.

we were chitchatting about our weekend plans.

ما در مورد برنامه‌های آخر هفته‌مان گپ می‌زدیم.

chitchatting with neighbors can create a friendly atmosphere.

گپ و گفت با همسایگان می‌تواند فضایی دوستانه ایجاد کند.

he loves chitchatting with new acquaintances.

او عاشق گپ و گفت با افراد جدید است.

after dinner, we sat around chitchatting for hours.

بعد از شام، ساعت‌ها دور هم جمع شدیم و گپ زدیم.

chitchatting helps break the ice in social gatherings.

گپ و گفت به شکستن یخ در جمع‌های اجتماعی کمک می‌کند.

they were chitchatting about their favorite books.

آنها در مورد کتاب‌های مورد علاقه خود گپ می‌زدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید