chitlingss

[ایالات متحده]/ˈtʃɪtlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtʃɪtlɪŋz/

ترجمه

n. ریهای خوک که به عنوان غذایی استفاده می‌شود؛ نوعی گوشت سخت
pl. جمع chitling

جملات نمونه

the chef prepared delicious chitlingss for the soul food festival.

شکارچی برای جشن تغذیه روحی چیتینگ‌های لذیذی آماده کرد.

many people enjoy chitlingss with hot sauce.

بسیاری از افراد چیتینگ‌ها را با سس گرم می‌خورند.

chitlingss are a traditional southern delicacy.

چیتینگ‌ها یک دسر سنتی جنوبی هستند.

my grandmother makes the best chitlingss in town.

مادربزرگ من بهترین چیتینگ‌های شهر را می‌کشد.

the restaurant is famous for its crispy chitlingss.

این رستوران به خاطر چیتینگ‌های کرکی‌اش معروف است.

chitlingss are often served with collard greens.

چیتینگ‌ها معمولاً با سبزیجات کالارد همراه سرو می‌شوند.

cooking chitlingss requires careful cleaning.

پخت چیتینگ‌ها نیاز به تمیز کردن دقت‌آمیز دارد.

some diners love chitlingss while others avoid them.

برخی مشتریان چیتینگ‌ها را دوست دارند در حالی که دیگران از آن‌ها پرهیز می‌کنند.

the smell of chitlingss filled the kitchen.

بوی چیتینگ‌ها آشپزخانه را پر کرد.

chitlingss can be fried or stewed.

چیتینگ‌ها می‌توانند سرخ شوند یا در آب پخته شوند.

i ordered a plate of chitlingss for lunch.

من یک بشقاب چیتینگ‌ها را برای ناهار سفارش دادم.

fresh chitlingss are hard to find in supermarkets.

چیتینگ‌های تازه در فروشگاه‌های ابریقی یافت شدن سختی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید