chivvy

[ایالات متحده]/ˈtʃivi/
[بریتانیا]/'tʃɪvi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مزاحم یا آزاردهنده (کسی) با خواسته‌ها یا شکایت‌های مداوم.
Word Forms
زمان گذشتهchivvied
قسمت سوم فعلchivvied
صفت یا فعل حال استمراریchivvying
جمعchivvies
شکل سوم شخص مفردchivvies

جملات نمونه

an association which chivvies government into action.

یک انجمن که دولت را به اقدام تشویق می‌کند.

I shall come down your burrow and chivvy you out like an old stoat.

من به لانه‌ی شما خواهم آمد و شما را مثل یک خرگوش پیر بیرون خواهم آورد.

نمونه‌های واقعی

Many governments are trying to chivvy the steel transition along.

بسیاری از دولت‌ها در تلاشند تا گذار فولادی را سرعت بخشند.

منبع: Economist Business

I shall come down your burrow and chivvy you out like an old stoat.' The others left soon after him.

من به لانه شما خواهم آمد و شما را مثل یک خرگوش پیر بیرون خواهم کشید. بقیه نیز بعداً او را ترک کردند.

منبع: Brideshead Revisited

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید