an association which chivvies government into action.
یک انجمن که دولت را به اقدام تشویق میکند.
I shall come down your burrow and chivvy you out like an old stoat.
من به لانهی شما خواهم آمد و شما را مثل یک خرگوش پیر بیرون خواهم آورد.
Many governments are trying to chivvy the steel transition along.
بسیاری از دولتها در تلاشند تا گذار فولادی را سرعت بخشند.
منبع: Economist BusinessI shall come down your burrow and chivvy you out like an old stoat.' The others left soon after him.
من به لانه شما خواهم آمد و شما را مثل یک خرگوش پیر بیرون خواهم کشید. بقیه نیز بعداً او را ترک کردند.
منبع: Brideshead Revisitedan association which chivvies government into action.
یک انجمن که دولت را به اقدام تشویق میکند.
I shall come down your burrow and chivvy you out like an old stoat.
من به لانهی شما خواهم آمد و شما را مثل یک خرگوش پیر بیرون خواهم آورد.
Many governments are trying to chivvy the steel transition along.
بسیاری از دولتها در تلاشند تا گذار فولادی را سرعت بخشند.
منبع: Economist BusinessI shall come down your burrow and chivvy you out like an old stoat.' The others left soon after him.
من به لانه شما خواهم آمد و شما را مثل یک خرگوش پیر بیرون خواهم کشید. بقیه نیز بعداً او را ترک کردند.
منبع: Brideshead Revisitedلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید