choler

[ایالات متحده]/ˈkɒlə/
[بریتانیا]/ˈkɑːlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خشم یا غضب؛ صفرا

عبارات و ترکیب‌ها

choleric temperament

خون‌گرم مزاج

choler in check

کنترل خشم

choleric outburst

تركش خشم

choleric response

واکنش خشمگین

choleric nature

طبع خشمگین

choler management

مدیریت خشم

choleric disposition

نزعۀ خشمگین

choleric personality

شخصیت خشمگین

choleric fit

حمله خشمگین

choler and rage

خشم و غضب

جملات نمونه

his choler was evident when he heard the news.

خشم او زمانی که خبر را شنید آشکار بود.

she tried to control her choler during the argument.

او سعی کرد خشم خود را در طول بحث کنترل کند.

his choler often got the better of him.

خشم او اغلب بر او غلبه کرد.

choler can lead to rash decisions.

خشم می‌تواند منجر به تصمیمات عجولانه شود.

he spoke with choler in his voice.

او با صدایی خشمگین صحبت کرد.

her choler was sparked by the unfair treatment.

خشم او توسط رفتار ناعادلانه تحریک شد.

they tried to diffuse his choler with humor.

آنها سعی کردند با شوخ طبعی خشم او را کاهش دهند.

choler can affect relationships if not managed.

خشم می‌تواند بر روابط تأثیر بگذارد اگر مدیریت نشود.

in moments of choler, he regretted his words.

در لحظاتی از خشم، او کلمات خود را پشیمان بود.

she expressed her choler through her actions.

او خشم خود را از طریق اعمال خود بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید