tedious chore
وظیفه خستهکننده
household chore
وظیفه خانه
chores list
لیست کارها
daily chore
وظیفه روزانه
assigned chore
وظیفه محول شده
See to the chores, will you?
مسئولیت انجام کارهای خانه را به عهده بگیر.
Go about your chores in a responsible way.
وظایف خود را به روشی مسئولانه انجام دهید.
everyday chores like shopping and housework.
کارهای روزمره مانند خرید و نظافت منزل.
Audrey would whizz through a few chores in the shop.
آدری با سرعت چند کار در مغازه انجام می داد.
It's such a chore to do the shopping every day!
انجام خرید هر روز چه کار خسته کننده ای است!
Heavy household chores made inroads upon Jane’s health.
انجام کارهای سنگین خانه بر سلامتی جین تاثیر گذاشت.
My household chores have become a morning ritual.
کارهای خانه من به یک رسم صبحگاهی تبدیل شده است.
As a child one of my chores was to feed the animals.
وقتی بچه بودم، یکی از کارهایم این بود که به حیوانات غذا بدهم.
The farmer's morning chores included cleaning the stables and milking the cows.
کارهای صبح کشاورز شامل تمیز کردن دامداری و شیردوشی گاوها بود.
He hired a battery of staff to help him with the daily chores, including a scullion (dishwasher), a laundress and a shoeblack (someone who cleans shoes).
او تعدادی از کارکنان را برای کمک به انجام کارهای روزمره استخدام کرد، از جمله یک ظرف شویی، یک لباس شویی و یک کفش پاک کن (کسی که کفش ها را تمیز می کند).
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید